
هوای سرد و خشکِ پاییزِ مشهد: بی رحم است و افسرده کننده...
امشب رفته بودیم سکرت هیتلر، همون اول بازی گفتم که میخواهم بیشتر گوش بدهم و کمتر حرف بزنم، چون ذات این بازی ایجاب میکند که اینگونه رفتار کنیم...
بازی خوبی بود... جز اینکه بازی با اشتباه من به نفع فاشیستها تمام شد... ضمن اینکه در آخر هم پای خانم علیزاده پیچ خورد... امیدوارم که زودتر خوب شود...
عصر کتاب کاربرد قانون ۸۰/۲۰ در زندگی را میخواندم که جالب بود برایم... نکات آموزندهای در آن یافتم که الان مجال نوشتن و توضیحش نیست...
راستش را بخواهید از عصر دلم گرفته است... همینجوری: بی خود، بی جهت!
در کتاب نقش هوش هیجانی در فروش، جایی نوشته بود که ما در هر موقعیتی روی سه تا چیز فقط و فقط کنترل داریم:
افکار خودمان
احساسات و رفتارها (یا همان واکنش) خودمان
و گفتگوی درونی خودمان