خادمی ماشاری·۲ ماه پیش« ث ب ث »« ث ب ث » نشاید دید و راستین فلسفهی من باشد اما به معجزه سوال و کلمات ، باور ژرفگونه دارم در این سه حروف ..
خادمی ماشاری·۲ ماه پیشچکان در به در خیابانیدلتنگی .. یعنی زنده ماندن ! یعنی خودشناسی و آغوش گرفتن لحظات بی در و بایستی پیاپی ..ابر هایی که صبح ها و شب گاهان پرسه میزنند…
خادمی ماشاری·۳ ماه پیشمَمَد و دَنده پَرپَروخاطرات گل ممد [ داستانک بر اساس آمیزش خاطرات های خودم و کمی نیمه واقعی نوشته شده .. ]نام عنوان : ممد و دنده پَرپَرو
خادمی ماشاری·۵ ماه پیش« نامیرا خوشذوق »خاطرات بچگی ، از اون دوره های ویژهای بوده که فقط و فقط در انحصار خودمان…
خادمی ماشاری·۵ ماه پیشذات کنجکاو❔همهی ما کنجکاو زاده شدهایم ؛ بسته به اینکه چقدر بهش اهمیت میدیم ..ذات کنجکاو❔ت…
خادمی ماشاری·۷ ماه پیشرگهی خالصانت تدبیر باد ، بر شراب اجدادمان ، تقدیر باد .پریشبی بود 17 تیر ، بدان که زمان جفت بشد ، نوشتهای را دیدم که منظور بداد :این کار مرا دلپذیر آید... و من دوست دارم از هر لهجه و سخنی که ب…
خادمی ماشاری·۸ ماه پیشجونیدهی 66چند روز پیش ، یکی از نوشته های خودنویس خوندم که از دیالوگ ماتر ، اون یدککش اهل جاده ۶۶ ، بخشی از فروتنی خویش دانست که بازتاب گذشتههای نه…
خادمی ماشاری·۸ ماه پیشپنجشبهشبپنجشبه شبیو بهیاد دارم که از لحظهی بیداری تا همین حالا، آذرخشی از یادگیری در ذهنم بجهید. مملو از ذهنی شوریده که از شاخه به شاخهای میپر…