ویرگول
ورودثبت نام
Knight
Knightمردم باستان تعاریف متفاوتی از شبانه روز داشتند. بابلیان روز را از لحظه طلوع آفتاب حساب می کردند روميان از نصف شب عبریان از عصر و ایرانیان درست از لحظه بامداد روزشان آغاز میشد...
Knight
Knight
خواندن ۱ دقیقه·۸ ساعت پیش

زمان...

به عقربه‌های ساعت نگاه می‌کنم...

مدام دور می‌زنند.
هر بار به همان جایی برمی‌گردند،
اما زمان هیچ‌وقت به عقب برنمی‌گردد.

معلمی در مدرسه داشتم که مثال جالبی می‌زد.

می‌گفت:
«فروشنده‌ای با وانتش گردوهای درجه‌یک می‌فروخت. مردی جلو آمد و گفت:
"می‌شود فقط یک گردو بردارم؟"

فروشنده با خودش گفت:
"یک گردو که چیزی نیست."
و اجازه داد.

چند دقیقه بعد، نفر دیگری آمد و او هم فقط یک گردو خواست.

بعدی هم همین‌طور...

تا غروب، هر کس فقط یک گردو برداشته بود.

وقتی فروشنده نگاهی به وانتش انداخت، با تعجب دید نیمی از بارش را مجانی بخشیده است.

زمان هم دقیقاً همین‌طور است.

هیچ‌کس یک سال از عمرمان را یک‌جا از ما نمی‌گیرد؛
فقط چند ثانیه...
چند دقیقه...
چند ساعت...

و یک روز، وقتی به پشت سر نگاه می‌کنیم، می‌بینیم نیمی از عمرمان گذشته؛
بی‌آنکه حتی متوجه رفتنش شده باشیم.

از فردا مراقب «یک گردوی» زندگی‌ات باش...
قبل از آنکه برگردی و ببینی تمام وانت گردوهایت را رایگان بخشیده‌ای!

دل نوشتهداستانمدیریت زمانزمان
۰
۰
Knight
Knight
مردم باستان تعاریف متفاوتی از شبانه روز داشتند. بابلیان روز را از لحظه طلوع آفتاب حساب می کردند روميان از نصف شب عبریان از عصر و ایرانیان درست از لحظه بامداد روزشان آغاز میشد...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید