ویرگول
ورودثبت نام
𝐿𝒾𝒶𝓃
𝐿𝒾𝒶𝓃من تنها نویسنده‌یِ داستانِ ناتمامِ خویشم
𝐿𝒾𝒶𝓃
𝐿𝒾𝒶𝓃
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

لنگرگاه‌هایِ شکسته

اکنون که به تقویمِ غبارگرفته‌ی گذشته می‌نگرم، حقیقتی کریه و عریان بر من آشکار می‌شود؛ حقیقتی که آن روزها، در کوریِ آن نیازِ مُبرم به تایید، از درکش عاجز بودم:

اینکه محبت، دست‌کم آن نوعی که از سِنتِ خانواده به ارث می‌بریم، هرگز آن‌گونه که انتظار داریم در آغوشمان نمی‌گیرد.

آن‌وقت‌ها خیال می‌کردم عشقِ والدین، قانونی است کیهانی ،که باید در بسته‌بندیِ آرام، مؤدبانه و روشنِ «حمایت» به دستم برسد؛ غافل از آنکه ریشه‌هایِ من در زمینی خشکیده بود.

نفهمیده بودم که نباید به دنبالِ فرمِ خاصی از محبت در چشمانِ کسانی گشت که خود، تهی‌بودن را بهتر از هر کسی زیسته‌اند.

تحمیلِ الگویِ «والد بودن» بر کسانی که خود آواره‌یِ بیابانِ وجودند، تنها شکستی است که با دستِ خود برایِ خویش می‌خریم!

ما در این نمایشِ موروثی، به سلاحِ زنگ‌زده‌یِ «منطق» پناه برده بودیم، به این امید که توجیهی بیابیم برایِ آن حفره‌هایِ عاطفی که در حضورشان حس می‌کردیم.

به خود می‌گفتیم: «آن‌ها هم بلد نبودند»، «آن‌ها هم قربانیِ زمانه‌یِ خود بودند» اما این‌ها تنها مُسکن‌هایِ حقیرند!

کدام منطق می‌تواند آن حسِ فقدانِ مطلق را که از کودکی در گلویمان رسوب کرده، بزداید؟

سرخوردگی از کسانی که به نام والدین که می‌بایست لنگرگاهِ ما می‌بودند اما خود در طوفان‌هایِ نادانی‌شان غرق بودند، زخمی است که با هیچ عقلانیتی بسته نمی‌شود.

ما در انتظارِ «باید»هایی نشستیم که هرگز نیامدند و این یعنی اوجِ پوچی؛ ساختنِ خانه‌ای بر رویِ پیِ کسانی که خود فرو ریخته‌اند.

در نهایت، تنها همین سکوتِ سهمگین باقی می‌ماند.

وقتی آن تمنّایِ بیهوده برایِ درک شدن از سویِ آن‌ها را به سکوت می‌سپاری، تازه آن‌وقت است که صداهایِ واقعی پدیدار می‌شوند.

صداهایی که نه از خاطراتِ خانوادگی، که از اعماقِ سیاه و تنهاییِ مطلقِ وجود برمی‌خیزند:

جایی که نه چشمی برای دیدنِ «منِ» واقعی وجود دارد و نه گوشی برای شنیدنِ دردهایِ موروثی.

در این سکوتِ سرد، می‌فهمی که هیچ پیوندی، نه از خون و نه از خاطره، نمی‌تواند تنهاییِ نهاییِ انسان را درمان کند.

ما در خلاءای رها شده‌ایم که در آن، تنها پژواکِ سردِ فقدان است که به گوش می‌رسد...

★ ☆ ✮ ✯ ☄ ☾ ☽ ☼ ☀ ☁ ★ ☆ ✮ ✯ ☄ ☾ ☽ ☼ ☀ ☁ ★

تنهاییخانوادهنویسندهنویسندگی
۲۵
۱
𝐿𝒾𝒶𝓃
𝐿𝒾𝒶𝓃
من تنها نویسنده‌یِ داستانِ ناتمامِ خویشم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید