ویرگول
ورودثبت نام
𝐿𝒾𝒶𝓃
𝐿𝒾𝒶𝓃من تنها نویسنده‌یِ داستانِ ناتمامِ خویشم
𝐿𝒾𝒶𝓃
𝐿𝒾𝒶𝓃
خواندن ۲ دقیقه·۵ روز پیش

ژرفای ظلمت

گاهی به این فکر می‌کنم که هوش نیز نوعی بیماری است.

تبِ خاموشی که آرام‌آرام ذهن را از درون می‌سوزاند.

آن‌قدر در پیچ‌وخم اندیشه‌ها و واژه‌ها سرگردان شده‌ام که گاه خودم نیز معنای سخنانی را که بر زبان می‌آورم درنمی‌یابم.

کلمات از دهانم بیرون می‌ریزند اما پیش از آنکه به مقصد برسند، در هزارتوی ذهنم گم می‌شوند.

گویی بخشی از وجودم پیوسته در حال سخن گفتن است و بخشی دیگر، در فاصله‌ای دور، ایستاده و با ناباوری به آن گوش می‌دهد.

دانستن بیش از اندازه، همیشه به معنای فهمیدن نیست؛ گاهی تنها به معنای گم شدن در لایه‌های بی‌پایان پرسش‌هایی است که هیچ پاسخی برایشان وجود ندارد.

آدم‌ها نیز از همین جنس‌اند؛ موجوداتی پیچیده که حقیقت‌شان را پشت نقاب‌های بی‌شمار پنهان می‌کنند.

بسیاری را دیده‌ام که در برابر قدرتمندان سر خم می‌کنند، لبخند می‌زنند و از ادب و انسانیت سخن می‌گویند اما کافی است با کسی روبه‌رو شوند که از آنان ضعیف‌تر است، تا چهره‌ی واقعی‌شان از زیر این نقاب‌ها سر برآورد.

بزرگی یک انسان را نمی‌توان در رفتار او با همتایانش سنجید؛ آنجا همه ناچار به رعایت‌اند.

انسان را باید در لحظه‌ای شناخت که قدرت آزار دارد اما از آن استفاده نمی‌کند.

در لحظه‌ای که می‌تواند تحقیر کند اما دست نگه می‌دارد آنجا است که جوهر حقیقی روحش آشکار می‌شود.

و هرچه بیشتر به درون آدمیان نگاه می‌کنم، بیشتر یقین پیدا می‌کنم که هیولاها افسانه نیستند.

ارواح نیز در قبرستان‌ها یا خانه‌های متروک پرسه نمی‌زنند.

آن‌ها در اعماق وجود ما زندگی می‌کنند؛ در تاریک‌ترین اتاق‌های ذهن، جایی که نور وجدان به زحمت به آن می‌رسد.

هر انسانی سایه‌ای در درون خود دارد؛ موجودی خاموش که از خشم، حسادت، حرص، نفرت و ترس تغذیه می‌کند.

بیشتر اوقات موفق می‌شویم آن را در زنجیر نگه داریم و وانمود کنیم که وجود ندارد اما زنجیرها همیشه محکم نمی‌مانند.

گاه در لحظه‌ای کوتاه، در یک تصمیم، در یک کلمه یا حتی در یک نگاه، آن هیولای خاموش سر برمی‌آورد.

آن‌گاه انسان درمی‌یابد که بزرگ‌ترین وحشت‌ها نه در جنگل‌های تاریک، نه در قصه‌های کهن و نه در جهان مردگان، بلکه در اعماق روح خود او پنهان شده‌اند.

شاید تلخ‌ترین حقیقت همین باشد؛ اینکه دشمنی که از همه بیشتر از او می‌ترسیم، سال‌هاست در درون ما زندگی می‌کند و تنها منتظر فرصتی است تا پیروز شود.

تنهایینیهیلیسمدردنویسندهنویسندگی
۱
۰
𝐿𝒾𝒶𝓃
𝐿𝒾𝒶𝓃
من تنها نویسنده‌یِ داستانِ ناتمامِ خویشم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید