
(درس: کار گروهی)
باران، لانهی پرندهها را خراب کرده بود. بلبلو ناراحت بود.
پیکو گفت: «بیایید با هم دوباره بسازیم!»
میمی گل آورد، پاپیون شاخهها را جمع کرد، و پیکو ساختن را آغاز کرد.
وقتی لانهی تازه آماده شد، بلبلو گفت:
«با بالهای خودم نمیتونستم، اما با دل شما چرا.»
از آن روز، جنگل یاد گرفت که با همکاری میشود خانه ساخت، حتی زیر باران. 🌧️🏡
خلاصه اخلاقی: پیکو و لانهی گِلی:
وقتی با هم کاری میکنی، حتی یه لانهی کوچیک هم تبدیل به قصر مهربونی میشه.