SilentScreamدرروزنه ی نور·۲ روز پیشحضور فیزیکی به معنا وجود داشتن نیست.ای کاش زمان بایستد، حداقل برای دقیقهای عقربه نچرخد، نمیتوانم وزن عقربه ثانیهشمار را تحمل کنم. دنیا، زندگی، زیستن، واژه های ترسناک و غری…
SilentScreamدرروزنه ی نور·۲ روز پیشمیبینمت در خون وطن...تغییر شروع شد.کاسبی مغازه اش را میبندد، کارمندی دست از کار میکشد، معلمی درس نمیدهد، جوانی آرزو هایش را رها میکند، پدری برای زندگی دخترب…
SilentScreamدرروزنه ی نور·۳ روز پیش۰:۰۰بوی فلز میآید، فلزی که مولکول های خون، در شریان های اصلی را شکافته. گویی ذهنم را به گذشته تبعید میکند، گذشته ای نه چندان دور...صدای در مح…
SilentScream·۴ روز پیشاعتراض.من و تعدادی دیگر از نویسندگان اینجا، بهمنظور اعتراض به وضع حاضر، سوگواری و زنده نگه داشتن یاد هزاران شهید در راه وطن، پروفایلهایمان را ت…