در مسیر توسعه و تحول اجتماعی،
نیروی انسانی نقش کلیدی داشنه و حرف اول و آخر را میزند،
از نظر کمی ارزشمندترین دارایی جامعه،
و از نظر کیفی قابل قیاس و محاسبه با سایر منابع نیست.
در ادامه برآوردی از میزان کمی این ارزش را حساب میکنیم.
برای داشتن فقط یک نفر نیروی انسانی،
که جذب جامعه شده و خدمتی را ایفا کند،
باید ازدواجی شکل بگیرد،
و فرایندی ۲۴ ساله و پر ریسک و هزینه طی شود:
(همه محاسبات ذیل حداقلی بوده و در سال 1400 انجام شده است،
و برای اینکه در آینده نیاز به محاسبه مجدد نباشد،
عدد نهایی به دلار تبدیل شده،
و لذا در سالهای آتی هم قابل استناد است).
با فرض،
هزینه سرپناه و غذا برای یک زندگی حداقلی برای دو نفر،
ماهانه حدود ده میلیون تومن،
و برای اینکه این دو نفر، یک بچه هم داشته باشن،
هزینه حدود 13 م ت میشه،
و با فرض 2 م ت هزینه کرد دولت برای آموزش، امنیت، بهداشت، درمان، یارانه،...
این هزینه برای این سه نفر حداقل 15 م ت در ماه میشود،
که در سال میشه 180 میلیون تومن،
و اگر به این هزینه بابت تورم، هر سال 20 درصد اضافه شود،
سر جمع هزینه مرکب ۲۴ ساله (با در نظر گرفتن تورم و ارزش زمانی پول)،
میشه 1.2 نرخ تورم، به توان 23 سال، ضرب در 180 میلیون هزینه سالانه، ضرب در 24 سال،
که میشه حدود 286 میلیارد تومن،
یا حدود 10 میلیون دلار برای داشتن یک نیروی کار،
تازه اگر هزینه حوادث، بیماری و فوت ... در نظر گرفته نشه،
( که اقلا ۲۰ درصد بیشتر میشه ).
پس برای داشتن یک نفر نیروی کار به،
۲۴ سال زمان،
و ۱۰ میلیون دلار،
پول نیاز داریم.
یعنی نیرویی با این ارزش را در اختیار داریم،
که قاعدتا باید حداقل تا 30 سال،
نتیجه مادی و معنویش عاید جامعه شود.
( حال با فرض ۱ میلیون بیکار، این عدد میشه ده هزار میلیارد دلار ).
ناتوانی در مدیریت منابع انسانی باعث،
بیکاری و یا،
از دست رفتن نیروی کار،
و اتلاف ارزشمندترین دارایی جامعه شده،
و مسیر توسعه و تحول را مسدود و معکوس میکند.
و البته که،
مدیریت درست منابع انسانی،
نیاز به،
شایسته سالاری،
و
رویکرد سه گانه و مرکب:
تخصص محوری
تفکر استراتژیک
نگرش سیستمی
دارد.