جآنانـ…·۱ ماه پیشکالبدوسط قلقله ی دادگاه به چشمانش زل زدمچشمانی خسته که همیشه تلخی و غمگینی نگاهش را پشت برقی امیدوار کننده پنهان میکندبی گمان آن چشم ها تنها دل…
جآنانـ…·۱ ماه پیشگرگ و فیلمیدونی امروز یاد ی روزی افتادم ک کلاس دوم بودمسکانس اولصبح زود بود و تمیز و مرتب وسط سرمای زمستون تو هوای گرگ میشیِ دم ساعتِ هفت صبح منتظر…
جآنانـ…·۱ ماه پیشظهر جمعهصبح روز بعدصبح که نه ظهره دیگهدیشب تا دیروقت اینجا پلکیدم و از احوالات مختلف انسانی خوندم با این ویومثل کبوتر یاغی ی کفترباز هر پنج دقیقه ر…
جآنانـ…·۱ ماه پیشنا عادتیپرده ی اولچقدر سخته با کیبورد حرف زدنکی دوره ی دفتر و قلم و نامه نوشتن تموم شد؟؟ نمیدونم چرا اینجامهیچ وقت متعلق به این فضاها نبودمحوصله ی…