یه روزی میاد که میسازی با دستات
آیندتو خوشیتو، لحظه های فردات
بقیه میدن پزتو هر لحظه و هرجا
خوشحالی که وا ندادی و نلرزیده پات
مگه مسخرست برات قلبِ بیچارم؟
درد نشو خودم همینجوریشم درد دارم
فک کردی بیکارم؟
وسط این همه مشکلات، یه بی درد بی عارم؟
نه، نیست اینجوری
زمان میگذره بدجوری
منم یه دانش آموزم و موندم
درسا رو جمع کنم چه جوری؟
صبح میشه پهن میشه درس
شب میشه دوباره صبح و بساط... پهن میشه
درد دارم از ریشه
میخوام درد نباشم، نباشم تیشه به ریشه
میخوام بسازم کشورمو، وطنمو، خاک آبا و اجدادی مو
واسه این مهم نیازه تلاش
واسه هدفم کم نزارم کاش
رسیده جونم به لبِ لبه
اما میخرم من فرصت بجاش
یه روزی میاد، خورشید میشم
برا تاریکی ها امید میشم
راه میسازم، راه میشم برا بقیه
تو همین راهم، من پیر میشم
زندگیمون قشنگه و طلایی
صرف میکنم بسکوییتو با چایی
توپ تانک فشفشه
هیچی چایی نمیشه
نمیشه فلش بک بزنیم ماه رمضون ؟
که خوابامونم بشه جزو عبادتمون؟
ممنون که پیشم هستی
اومدی درِ غمو بستی
هنر همیشه نمیباره از انگشت
تو با چشاته که میکنی تردستی
روزگار نامرد
باهام برخوردت بود خیلی سرد🧑🦯
حالا هر لحظه که میگذره میشه درد
دردِ سرد
