ویرگول
ورودثبت نام
کیمیا صداقت /درون ام را با شجاعت ساخته ام
کیمیا صداقت /درون ام را با شجاعت ساخته ام«از خشم تا شفا: کودکِ درونم رو دیدم و پذیرفتمش. گره‌های ذهن رو با انرژی پاک باز می‌کنم. درد رو به قدرت تبدیل کردم؛ بیا با هم به آرامش برسیم. 🌱»
کیمیا صداقت /درون ام را با شجاعت ساخته ام
کیمیا صداقت /درون ام را با شجاعت ساخته ام
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ ساعت پیش

تعادل روانی

چند وقت پیش یک نفر ماجرای عدم تعادل روحی و روانی یکی از دوستانش  رو برام تعریف، یاد خاطره ای دور افتادم : برای شروع یه پروژه کاری مجبور شدم یه چندماهی تو یه شهر دیگه ای زندگی کنم برای همین چون شهر رو خوب نمی‌شناختم یکی از دوستان قدیمیم که تو اون شهر زندگی می‌کرد خودش خودجوش پیشنهاد کرد تا گرفتن خانه مدتی رو پیشش زندگی کنم تا هم شهر رو بیشتر بشناسم هم ببینم کجا میتونم ساکن بشم، خلاصه داستان اینشکلی جلو رفت که هرچی از اون دوست قدیمیم میدونستم رو گذاشتم کنار و متوجه رفتارهایی ازش شدم که اوائل برام عجیب بود فکر می کردم نکنه من مشکل دارم شاید و داشتم یه خودم ام شک میکردم، دوستم آدم خوبی بود تا آنجایی که یادم میومد ولی تو ۲ هفته ای  که پیشش بودم خیلی از نظر روحی بالا پایین میشد، صبح یه نظری داشت ظهر یه نظر دیگه خلاصه آنقدر از نظر روحی روانی بالا پایین میشد که کم کم احساس می‌کردم منم دارم تحت تاثیر قرار میگیرم، وقتی نشستم باهاش صحبت کردم متعجب شده بود، نخواستم قضاوتش کنم، متوجه بودم که زندگی درسته که قشنگه ولی باید حتی از پس سختی هاشم بربیایم، گاهی وقتی یه تنشی رو پشت سر میذاریم دیگه اون آدم سابق نیستیم، یا رشد کردیم و بهتر شدیم یا همونجای قبلی از ترس حرکت کردن در حال درجا زدن میمونیم، زندگی قشنگ و ناهمواری زیاد داره، متوجه شدم قبل از اینکه هر برچسبی که بخوایم به کسی دیگه ای بزنیم بهتره با همدلی به سمت طرف مقابل بریم شاید اگر همدل باشیم طرف مقابلمون از تنش های بجا مونده از قبل به رهایی و شفا برسه.  خلاصه نشستیم دوتایی ریشه عدم‌ تعادل اش رو پیداکردیم بعد دوستم لبخندی تحویلم داد و بغلم کرد و بهم گفت بازم به موقع بهش رسیدم.  ولی کاش همه به موقع به داد خودشون برسند قبل از اینکه روح و روان مون رو بسپاریم به داروها که نه تنها مایه درمان نیستند عوارض هم دارند، خدایی این داروهایی که عوارضش از درمانش بیشتره، بنظرم نباید از کنار آدم های نزدیک زندگیمون بی تفاوت عبور کنیم. 😊🌱
چند وقت پیش یک نفر ماجرای عدم تعادل روحی و روانی یکی از دوستانش رو برام تعریف، یاد خاطره ای دور افتادم : برای شروع یه پروژه کاری مجبور شدم یه چندماهی تو یه شهر دیگه ای زندگی کنم برای همین چون شهر رو خوب نمی‌شناختم یکی از دوستان قدیمیم که تو اون شهر زندگی می‌کرد خودش خودجوش پیشنهاد کرد تا گرفتن خانه مدتی رو پیشش زندگی کنم تا هم شهر رو بیشتر بشناسم هم ببینم کجا میتونم ساکن بشم، خلاصه داستان اینشکلی جلو رفت که هرچی از اون دوست قدیمیم میدونستم رو گذاشتم کنار و متوجه رفتارهایی ازش شدم که اوائل برام عجیب بود فکر می کردم نکنه من مشکل دارم شاید و داشتم یه خودم ام شک میکردم، دوستم آدم خوبی بود تا آنجایی که یادم میومد ولی تو ۲ هفته ای که پیشش بودم خیلی از نظر روحی بالا پایین میشد، صبح یه نظری داشت ظهر یه نظر دیگه خلاصه آنقدر از نظر روحی روانی بالا پایین میشد که کم کم احساس می‌کردم منم دارم تحت تاثیر قرار میگیرم، وقتی نشستم باهاش صحبت کردم متعجب شده بود، نخواستم قضاوتش کنم، متوجه بودم که زندگی درسته که قشنگه ولی باید حتی از پس سختی هاشم بربیایم، گاهی وقتی یه تنشی رو پشت سر میذاریم دیگه اون آدم سابق نیستیم، یا رشد کردیم و بهتر شدیم یا همونجای قبلی از ترس حرکت کردن در حال درجا زدن میمونیم، زندگی قشنگ و ناهمواری زیاد داره، متوجه شدم قبل از اینکه هر برچسبی که بخوایم به کسی دیگه ای بزنیم بهتره با همدلی به سمت طرف مقابل بریم شاید اگر همدل باشیم طرف مقابلمون از تنش های بجا مونده از قبل به رهایی و شفا برسه. خلاصه نشستیم دوتایی ریشه عدم‌ تعادل اش رو پیداکردیم بعد دوستم لبخندی تحویلم داد و بغلم کرد و بهم گفت بازم به موقع بهش رسیدم. ولی کاش همه به موقع به داد خودشون برسند قبل از اینکه روح و روان مون رو بسپاریم به داروها که نه تنها مایه درمان نیستند عوارض هم دارند، خدایی این داروهایی که عوارضش از درمانش بیشتره، بنظرم نباید از کنار آدم های نزدیک زندگیمون بی تفاوت عبور کنیم. 😊🌱

تعادلخودشناسیروانشناسیهمدلیقضاوت نکردن
۶
۰
کیمیا صداقت /درون ام را با شجاعت ساخته ام
کیمیا صداقت /درون ام را با شجاعت ساخته ام
«از خشم تا شفا: کودکِ درونم رو دیدم و پذیرفتمش. گره‌های ذهن رو با انرژی پاک باز می‌کنم. درد رو به قدرت تبدیل کردم؛ بیا با هم به آرامش برسیم. 🌱»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید