ویرگول
ورودثبت نام
داوود پرنده
داوود پرندهمشاور کسب و کار مدیر و بنیان گذار Rastak SMS ، Rapidmall و فناوران عصر داده بیشاپور
داوود پرنده
داوود پرنده
خواندن ۳ دقیقه·۲ روز پیش

شناسایی موش – قسمت سوم :وقتی نقص در تصمیم‌گیری، انبار را خالی می‌کند

بسیاری از سازمان‌ها فکر می‌کنند بزرگ‌ترین تهدید آن‌ها رقبا یا کمبود منابع است. اما در بسیاری از موارد، بزرگ‌ترین تهدید، چیزی است که در جلسات هیئت‌مدیره یا در خلوت اتاق مدیران اتفاق می‌افتد:

نقص در فرآیند تصمیم‌گیری.

در فریم‌ورک «دفع موش، سپس جوش»، یکی از مخرب‌ترین و در عین حال پنهان‌ترین موش‌ها، «موش تصمیم» است.

موش تصمیم، لزوماً یک تصمیم غلط نیست. گاهی تصمیم غلط، تنها نتیجه‌ی یک فرآیندِ سمی است. موش تصمیم می‌تواند به شکل‌های مختلف ظاهر شود:

  • ترس از تغییر (Loss Aversion): وقتی تصمیم‌گیران به جای فرصت‌های آینده، بر روی محافظت از دستاوردهای گذشته تمرکز می‌کنند.

  • صدای بلندتر، نه نظر درست‌تر: وقتی در جلسات، قدرت یا جایگاه اجتماعی افراد، وزنِ حقیقت و داده‌های علمی را خنثی می‌کند.

  • تعلل استراتژیک: وقتی عدم تصمیم‌گیری، خود به یک تصمیم تبدیل می‌شود؛ تصمیمی که در واقع به معنای پذیرشِ وضع موجود و پذیرشِ تدریجیِ شکست است.

تاریخ مدیریت، گورستانِ سازمان‌هایی است که توسط موش‌های تصمیم نابود شدند.

نوکیا (Nokia):

سقوط نوکیا تنها به خاطر تکنولوژی نبود. آن‌ها دچار «موشِ وابستگی به تجربه‌ی قدیمی» شده بودند. تصمیم‌گیران از پذیرش تغییر به سمت پلتفرم‌های جدید می‌ترسیدند، چون مدل موفقیت قبلی آن‌ها را کور کرده بود. آن‌ها به جای تصمیم برای آینده، در حال دفاع از گذشته بودند.

یاهو (Yahoo):

یاهو چندین بار فرصت طلایی برای خرید شرکت‌های نوظهوری چون گوگل یا فیس‌بوک را داشت. اما در لحظات حساس، «موشِ تردید و نگاه سنتی» غالب شد. تصمیم‌گیران نتوانستند بین مدل کسب‌وکار فعلی و آینده‌ی دیجیتال، تعادل برقرار کنند و در نهایت، از رقابت اصلی حذف شدند.

این موش‌ها از کجا می‌آیند؟ آن‌ها از شکاف‌های موجود در ساختار تصمیم‌گیری شما تغذیه می‌کنند.

برای شناسایی موش تصمیم در سازمان خود، باید فرآیند تصمیم‌گیری را کالبدشکافی کنید:

۱. شفاف‌سازی فرآیند: آیا مشخص است که یک تصمیم چگونه از مرحله‌ی «ایده» به مرحله‌ی «اجرا» می‌رسد؟ یا تصمیم‌ها در مهِ روابط شخصی گم می‌شوند؟

۲. تحلیل وزن داده‌ها در مقابل قدرت: در جلسات شما، آیا کسی که داده‌های درست را دارد، قدرتِ صحبت کردن با کسی که جایگاه بالاتری دارد را دارد؟

۳. بررسی «محرک‌های تصمیم»: آیا تصمیمات شما بر اساس اطلاعات واقعی و پیش‌بینی‌های علمی گرفته می‌شوند، یا بر اساس احساسات، تجربه‌های شخصیِ قدیمی و حدس‌های شخصی؟

۴. ارزیابی پاسخگویی: وقتی یک تصمیم به بن‌بست می‌رسد، آیا سازمان به دنبال «اصلاح فرآیند» است یا به دنبال «پیدا کردن مقصر»؟

در ادبیات مدیریت مدرن، این موضوع با مفاهیمی مثل Cognitive Biases (سوگیری‌های شناختی) و اهمیت Data-Driven Decision Making (تصمیم‌گیری داده‌محور) شناخته می‌شود. سازمان‌های بزرگ با ساختن سیستم‌هایی که اثرات انسانی و احساسی را به حداقل می‌رساند، سعی در دفع این موش‌ها دارند.

مولانا در توصیف این تضاد میان هوش و حیله می‌گوید:

می‌نیندیشیم آخر ما به‌هوش

کاین خلل در گندم است از مکر موش

گاهی ما فکر می‌کنیم با تلاش بیشتر برای جمع‌آوری گندم (منابع، پول، نیرو)، مشکل را حل می‌کنیم؛ اما حقیقت این است که «خلل» و نقص در سیستمِ تصمیم‌گیری ما، همان «مکرِ موش» است که اجازه نمی‌دهد آن گندمها به رشد سازمان تبدیل شوند.

برای دفع این موش، نباید فقط بر «نتیجه‌ی تصمیمات» تمرکز کرد؛ بلکه باید بر «کیفیتِ فرآیند تصمیم‌گیری» تمرکز کرد.

یک سوال استراتژیک برای هر مدیر و هر هیئت‌مدیره:

آیا ما در حال تصمیم‌گیری برای ساختن آینده هستیم، یا در حال تصمیم‌گیری برای فرار از ترس‌های امروز؟

مدل کسب‌وکارتصمیم‌گیریاسکیل آپفرهنگ سازمانی
۰
۰
داوود پرنده
داوود پرنده
مشاور کسب و کار مدیر و بنیان گذار Rastak SMS ، Rapidmall و فناوران عصر داده بیشاپور
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید