yalda azadi·۲ ماه پیشگل عاشقی که پرپرش کردی:)راستش را بخواهی نه اسمش عشق بود و نه یک دوست داشتن ساده هر گاه نگاهش سمت کس دیگری بود گل رز قرمزی می شدم که داشتم در دستهای ظریفش پرپر می…
yalda azadi·۲ ماه پیشگردغبار هایی که از حال دلم با خبرند برای رسیدن به چشمانتگاهی اوقات دلم میخواهد لای دفتر مغزم را باز کنم و برایت بگویم از اسبهایی که برای رسیدن به هدفشان گرد و غباری به پا میکنند گاهی اوقات ما…
yalda azadi·۲ ماه پیشاشک های گرم تر از اغوشش که دلم را به اتش کشیدبه نام آنکه عشق را زیباتر از همیشه آفریدروی سنگی سرد نشسته بودم اما این بار بدون آغوشی گرم شاید همیشه فکر میکردی که من سرما را دوست دارم ا…