احساس سرماخوردگی دارم . گندش بزنند ! الان وقت مریض شدن بود ؟
البته نمیدانم در کل چه زمانی برای مریض شدن فرصت مناسبی خواهد بود اما حالا اصلا به یک سرماخوردگی مسخره نیازی ندارم.
نیمه شب بود که با احساس سنگینی گوش هایم ، سوزش نصفه و نیمه گلویم و درد عجیب عضله های بدنم چشم هایم را که برای اندکی خواب بیشتر التماس میکردند رو به تاریکی مطلق اتاق باز کردم . از این وضعیت بیزارم چرا که براساس تجربه های بسیاری که در انواع و اقسام ویروس های سرماخوردگی دارم میدانم که این تازه اول ماجرا است و این مریضی منحوس به رسم تازه وارد بودن و شرم و حیا دارد بهترین رفتارش را نشان میدهد . در چند روز آینده با تمام توان به جنگ بابدنم خواهد آمد و شاید یکی دو روزی هم درگیر رخت خواب شوم .
من هم از مراجعه به مطب دکتر با آن حجم از بیماران و بوی عجیب سرنگ و آمپولی که از اتاق تزریقات برمیخیزد سرباز میزنم چرا که خودم میدانم بودن در چنین فضاهایی تنها حالم را بدتر خواهد کرد و در عوض سعی میکنم با بدن نحیف و ضعیفم با بیماری مقابله کنم و بعد ازآن هم به علت مراقبت های ناکافی و تغذیه نامناسب دوران نقاحتم کش پیدا خواهد کرد . شبیه این یارو که میگفت " من میدانم " شدم !
اصلا همه این ها فرضیه است دیدی فردا صبح از خواب بیدار شدم و دیدم اثری از بیماری در اندام هایم نیست ، اصلا چرا تا فردا طول بکشد ؟ شاید تا چند ساعت دیگه مثلا بعدازظهر همین امروز از دستش خلاص شدم شاید از سکنا گزیدن داخل بدن من حوصله اش سر رفت و بار و بندیل و بقچه اش را جمع کرد و رفت تا میزبانی سرحال تر ، با زندگی که کمی مزه ی هیجان و اتفاقات جالب را دارد پیدا کند . فکر کنم ویروس ها هم باید مثل ما انسان ها باشند که از دائما یک جا ماندن سریع خسته شوند و همچون جنس جلب انسان ها به دنبال تنوع و امتحان کردن تجربه های جدید باشند وگرنه چه دلیلی میتواند داشته باشد که هی از این بدن به بدن دیگر و از یک جریان خون به جریان خون دیگری کوچ کنند ؟
راستی بین ویروس ها هم مرد و زن بودن معنایی دارد که مثلا الان بتوانم جنسیت زده صحبت کنم و با توجه به جنسیتشان قضاوتشان کنم ؟ یا مثلا برای خودشان اجتماع و سرزمینی دارند که همه با هم آن جا زندگی کنند ، دولتی یا چه میدانم وزارتخانه ای که شرح کاریشان را تصویب کند یا به ویروسی که توانسته است انسان های بیشتری را مبتلا کند مدالی ، جایزه ای ، نشان مرلینی مثلا با عنوان ابتلاکننده برتر بدهند ؟ یا سقف حقوقش را بالا ببرند با مزایا مکفی ؟ اصلا چه کسی تعداد این انسان های بخت برگشته ای را که ناخواسته درگیر بازی میشوند که در پشت پرده در حال جریان است و روحشان هم از آن خبر ندارد شمارش میکند ؟ نمیدانم شاید احتمالا سیستم شمارشی چیزی مبنی بر دی ان ای هر یک از ویروس هایشان دارند ! یا مثلا تعداد زندگی در بدن انسانها مخلف ! احتمالات بسیار است
خدا کند دانشمندی ، پزشکی ، کسی که از علم سردرمیاورد این چیزها را نخواند وگرنه احتمال دست به خودکشی خواهد زد و از اولین پنجره بدون حفاظی که پیدا کند خودش را به بیرون پرتاب خواهد کرد.
حالا که تا اینجا پیش آمده ام این را نیز بگویم و قول میدهم که تمامش کنم . بنده از همین تریبون به تمام ویروس ها و تمام کسانی که بر صدر قدرت ، دولت یا هر اسمی که دارند نمیدانم همان هایی که تصمیمات بزرگشان را میگیرند اعلام میکنم من یک انسان کاملا معمولی و اگر تعریف از خود نباشد نسبتا خوب هستم ، سعی میکنم اندک دروغ بگویم ، کمتر سخن بگویم ، بیشتر کتاب بخوانم ، مولانا را دوست دارم و اهل فیلم ها و زندگی های علمی تخیلی هستم و اب و هوای مورد علاقه ام باران است و پاییز را بهترین فصل ها میدانم ، درباره سیاست و دست های پشت پرده آن نظر کارشناسانه ای ندارم و علاقه مند به هیچ گونه مخفی بازی نیستم .
خواهشمند است با توجه به تمام این تفاسیر به ویروس های تحت فرمان خود اعلام کنید که دفعه بعد به دنبال میزبان بهتری بگردند و عجالتا با من یک نفر که سرم داخل زندگی خودم ، دقیقا همان جایی که باید باشد است کاری نداشته باشند .
ارادتمند شما
کسی که احتمالا در اثر مصرف داروهای سرما خورگی به صورت سرخود دچار هذیان شده است