الهام·۱۵ ساعت پیشفقط نفس بکشتوی اتاق خواب کوچیکش ، تو تاریکی ملایم ، روی زمین بدون حرکت دراز کشیده بود ، پاهاش دراز کرده بود و دست هاش کنارش روی زمین رها شده بودند و ک…
الهام·۲ روز پیشمحبوبم اگر بودی ...حوالی ظهر روز گذشته بود که شروع کردم نوشته یکی از شما ویرگولی ها را بخوانم . دلنوشته ای بود از طرف دختری نمیدانم چند ساله اما خوش ذوق ، نام…
الهام·۳ روز پیشکلاف سردرگمی جدیدتا به حال به این موضوع فکر کرده اید که آدم های دور و برتان به چه علت با شما در ارتباط هستند ؟نه ؟خب من هم تا همین چند وقت پیش هرگز چنین فکر…
الهام·۴ روز پیشامروز هر طور شده مینویسمامروز میخوام چیزی بنویسمهر طور که شده ، میخواهم امرزوم را ثبت کنم و یقین پیدا کنم در چنین تاریخی با تمام وجود زیسته ام.احتمالا حالا باید در…
الهام·۸ روز پیشامروز یه پسر بچه دیدمامروز یه پسر بچه رو دیدم.توی تاکسی ، روی صندلی شاگرد کنار پدر سن و سال دارش نشسته بود . احتمالا میتونست بچه ی آخرخانواده باشه .از اون ته تغ…
الهام·۹ روز پیشحتی نمیتونم چیپس بخورممن الان گشنمه ، دلم غذا میخواد و برام مهم هم نیست که چه غذایی میخورم یه بسته چیپس هم کنارش میخوام .چیپس ساده چی توز . نمکی باشه ! همش مال خ…
الهام·۱۰ روز پیشاحساس حضور موجودی ابتدایینمیدونست ساعت چند نیمه شب بود که با صدای مهیب رعد و برق و به همراه اون فریاد کوبیده شدن تگرگ روی سقف اتاق خواب چشماش باز کرد .بخاطر عشقش به…
الهام·۱۱ روز پیشامروز پرفریب من۴امروز یکی از اون روزهایی بود که به شدت درگیر و در تلاش این بودم که اجازه ندم غم ، افسردگی وتنهایی راهی به زندگیم پیدا کنن . با تمام قوا تل…
الهام·۱۲ روز پیشفرار ما را تنها تر خواهد کردنصفه شب شده بود و هنوز نتونسته بودم درست و حسابی وارد مرحله عمیق خواب بشم ، کامل بیدار نبودم اما هنوز خواب عمیق هم تجریه نکرده بودم . توی خ…