Roya fazely·۱ سال پیشمنم یک دیوونه《یک دیوونه》من خطخطیمبدنم پره از جاهایی که خودم کندمهر شب که کسی نیس، با ناخن میرم زیر پوستمخودمو دوباره میسازممن قفلمکلید ندارم، قفلت…
Roya fazely·۱ سال پیشقطره عشقاسم داستان: 《قطرهای از عشق》یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود قصه ما هم تو همین هیچکس نبود هنوز هیچ ادمی خلق نشده بود تازه خ…
Roya fazely·۱ سال پیش🌙✨ قصهی پری باد و نامهی کبوترمیگن خیلی خیلی دورتر از جایی که ما زندگی میکنیم، دشت بزرگی بود پر از گلهای آبی. وسط این دشت، پیرمردی زندگی میکرد که سالها پیش دلش پیش…
Roya fazely·۱ سال پیشلیا نگهبان خوابقصهی «دخترِ خوابِ دریا»میگن یهوقتایی، وسط سکوت دریا، وقتی همه خوابن و فقط صدای موج میاد، یه قایق چوبی کوچولو آروم روی آب میچرخه. روش یه…
Roya fazely·۱ سال پیشپیشگویی در مه"پیشگویی در مه"– دیدار محمدرضا شاه با پیشگوی هندیهندوستان، دههی پنجاه میلادی. گرمای نمناک ظهر، سایهها را کشدار کرده بود. شاه ایران، محمدر…