ویرگول
ورودثبت نام
مینا هستم
مینا هستمدل نوشته هایم ساده و صمیمی است واقعی است و به دور از تعارف
مینا هستم
مینا هستم
خواندن ۱ دقیقه·۲ ساعت پیش

سایه ی تنها

در عمق جانم

چیزی بی‌نام

ریشه دوانده است؛

در سلول‌به‌سلولِ تنم

راه می‌رود

و مرا صدا می‌زند.

کاش نفهمیده بودم،

کاش در همان خواب‌گردی

تا انتهای شب

گم می‌شدم.

سال‌ها

خودم را نزیسته بودم،

تا آن لحظه

پای تلفن،

میان واژه‌های مادرم

که فهمیدم

او در صدای خویش غرق است

و گوش‌هایش

به ساحل من نمی‌رسد.

نه یک‌بار،

نه یک سکوت،

که بارها

کلامم را

در گوشِ هوا

جا گذاشتم.

من

گوش شدم

برای همگان،

حتی برای مادر،

و تنهایی

از من عبور کرد

و ماند.

یار بود، نیک بود،

اما مهرش

همیشه

به دادِ من نمی‌رسید.

من

دیوار شدم،

و دیوار

حقِ خستگی ندارد.

پناه شدم،

غریبه‌ها را

از خوابِ آغوشم راندم

تا جا

برای عزیزانم بماند.

قدم‌هایم را بلند کردم

تا سایه‌ام

سقفِ امن‌تری باشد؛

استوار ایستادم

تا فرو نریزم

بر سرِ کسی.

و آن‌جا

فهمیدم:

هیچ دستی

برای یاری

به سوی من

دراز نمی‌شود.

یکه و تنها

ایستاده‌ام،

در آفتابی

که سایه ندارد،

و کسی

نام مرا

با مهر

صدا نمی‌زند.

اما من زنده‌ام،

هر روز.

شاید دیوار نباشم؛

من درختم.

درختی زنده

به عشقِ غزلِ دل‌نوازِ نسیم،

به عشقِ گیسویِ دلفریبِ چمنزار.

من می‌مانم.

تا آخرین بیت

سرپا می‌مانم.

من تنها مانده‌ام،

اما

تنها نمی‌گذارم.

شاخه‌های سبزم را

حتی در زمستان

می‌پرورانم

مبادا ،اشکی

از بیتِ غزل فرو بریزد.

هر روز

آغوشم را

گشوده‌تر می‌کنم

مبادا دلِ گیسویِ چمن

از سایه‌ام

بی‌نصیب بماند.

قد می‌کشم

تا خورشید،

بلند و صبور،

تا مهرِ جانم تنها نماند.

جان‌پناهِ مادر می‌شوم،

سنگِ صبورِ پدر.

بیا،

تو نیز بیا

و از غمت بگو.

من خوبم،

خوب‌تر از همیشه.

من هستم،

محکم،

استوار،

تنها

تنهاسایهشعر
۴
۰
مینا هستم
مینا هستم
دل نوشته هایم ساده و صمیمی است واقعی است و به دور از تعارف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید