ویرگول
ورودثبت نام
امیرمحمد اسدی
امیرمحمد اسدی
امیرمحمد اسدی
امیرمحمد اسدی
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ ساعت پیش

نجوای یک عاشق

عاشقم در لب رود ، به تماشای بهار ، به سودای چنار ، غافل از عمری که به مقدار سراب است!

به تمنای ادب ، با عطر شرف ، با بوی نیلوفر آبی در قامت عشق ، خواستار کرمم!

بوی گل سرخ از دور به مشام می رسد ، عطر و بویی است به مقدار وجب ، کافی است برایم به آرزوی قدمت!

می اندیشم و گاهی لب را به ازای بدهی هایم به تو می بوسم...!

امیرمحمد اسدی ( بهرو )

عشقزندگیعاشقانهعاشقخدا
۱
۰
امیرمحمد اسدی
امیرمحمد اسدی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید