ویرگول
ورودثبت نام
منصور سجاد
منصور سجادمشق‌های نوشتن
منصور سجاد
منصور سجاد
خواندن ۴ دقیقه·۱ روز پیش

چطور با وجود مشغله‌های زندگی کتاب بنویسیم؟

✍️خیلی‌ها سال‌هاست یک جمله را با خودشان تکرار می‌کنند: «یک روز می‌خواهم کتاب بنویسم.»

ایده‌ای در ذهنشان هست؛ شاید یک رمان، شاید کتاب آموزشی، شاید تجربه‌های شخصی یا تخصصی. اما هر بار زندگی جلوتر می‌ایستد: کار، دانشگاه، خانواده، خستگی، مسئولیت‌های بی‌پایان. در نهایت نوشتن می‌شود کاری که همیشه به «بعداً» موکول می‌شود.

✍️بیشتر نویسنده‌ها وقتِ آزاد و ایده‌آل ندارند. آن‌ها منتظر زمان مناسب نمی‌مانند؛ بلکه با همان زمان‌های کوچک و پراکنده، جلو می‌روند. تفاوت اصلی بین کسی که فقط آرزوی نوشتن دارد و کسی که واقعاً کتابش را تمام می‌کند، استعداد یا الهام نیست؛ داشتن یک روتین نوشتن منظم است.

اولین قدم، هیجان‌زده شدن و تصمیم‌های بزرگ نیست. این‌که کسی ناگهان با خودش بگوید «از فردا روزی دو ساعت می‌نویسم» معمولاً چند روز بیشتر دوام نمی‌آورد.

راه مؤثرتر این است که فرد صادقانه برنامه‌ی زندگی‌اش را بررسی کند. ساعت‌های کاری، رفت‌وآمد، مسئولیت‌های خانوادگی، استراحت و حتی سرگرمی‌ها را در نظر بگیرد. بعد به‌جای جست‌وجوی زمان‌های طولانی، دنبال تکه‌های کوچک بگردد: ۱۵ دقیقه صبح، ۲۰ دقیقه قبل خواب، نیم ساعت وقت ناهار یا چند ساعت در آخر هفته.

همین زمان‌های کوچک، پایه‌های یک کتاب را می‌سازند.

کم، اما مداوم

✍️بزرگ‌ترین اشتباه گروهی این است که فکر می‌کنند باید هر بار ساعت‌ها بنویسند. در حالی که نوشتن بیشتر شبیه ورزش است تا الهام هنری؛ با تمرین کوتاه اما پیوسته نتیجه می‌دهد.

۱۵ یا ۲۰ دقیقه نوشتن روزانه، اگر مداوم باشد، بسیار قدرتمندتر از چند ساعت نوشتن پراکنده در ماه است. بدن و ذهن کم‌کم به این ریتم عادت می‌کنند و نشستن پشت میز دیگر سخت به نظر نمی‌رسد.

کتاب‌ها معمولاً در سکوت همین دقایق کوتاه شکل می‌گیرند، نه در ماراتن‌های فرسایشی.

✍️اگر نوشتن به «هر وقت وقت شد» سپرده شود، تقریباً هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتد. کارهای فوری‌تر همیشه جای آن را می‌گیرند.

کسی که واقعاً می‌خواهد کتاب بنویسد، برای نوشتن وقت رزرو می‌کند؛ درست مثل یک جلسه‌ی کاری یا کلاس مهم. حتی اگر فقط ۲۰ دقیقه باشد، همان زمان در تقویم ثبت می‌شود. این کار ساده، نوشتن را از یک فعالیت اختیاری به یک تعهد تبدیل می‌کند.

✍️یک فضای مشخص، تمرکز را چند برابر می‌کند

مغز انسان به نشانه‌ها عادت می‌کند. داشتن یک مکان ثابت برای نوشتن باعث می‌شود ذهن سریع‌تر وارد حالت تمرکز شود.

لازم نیست دفتر کار حرفه‌ای وجود داشته باشد. یک گوشه‌ی کوچک از میز، یک صندلی ثابت یا حتی یک کیف مخصوص وسایل نوشتن کافی است. وقتی هر روز همان وسایل و همان فضا تکرار می‌شود، مغز یاد می‌گیرد که «اینجا محل نوشتن است»

✍️کمردرد، سرما، گرما یا صدای مزاحم می‌تواند بهترین ایده‌ها را هم نابود کند. نوشتن فعالیتی ذهنی است، اما بدن ناراحت تمرکز را از بین می‌برد.

صندلی مناسب، نور کافی، دمای مطلوب، یک لیوان چای یا قهوه ساده می‌تواند مدت زمان و کیفیت نوشتن را به‌طور چشمگیری بالا ببرد. هرچه محیط راحت‌تر باشد، ماندن پشت میز آسان‌تر می‌شود

✍️گاهی مشکل کمبود وقت نیست، کمبود اشتیاق است. اگر موضوع کتاب برای نویسنده جذاب نباشد، طبیعی است که مدام کارهای دیگر را ترجیح بدهد.

چه کتاب داستانی باشد، چه آموزشی یا تخصصی، موضوع باید کنجکاوی واقعی ایجاد کند. قبل از شروع جدی، می‌توان زمانی را صرف فکر کردن به ساختار، فصل‌ها، ایده‌ها، شخصیت‌ها یا تحقیق کرد. وقتی ذهن پر از تصویر و ایده باشد، نوشتن بسیار روان‌تر پیش می‌رود.

✍️خیلی‌ها نمی‌دانند در یک ساعت چقدر می‌نویسند و همین باعث می‌شود پیشرفتشان را دست‌کم بگیرند.

اما وقتی کسی بداند مثلاً روزی ۵۰۰ کلمه می‌نویسد، متوجه می‌شود در ۱۰۰ روز به ۵۰ هزار کلمه می‌رسد؛ یعنی تقریباً یک کتاب کامل. دیدن این اعداد، مسیر را واقعی و قابل دسترس می‌کند.

در طول روز، زمان‌های کوتاه زیادی هدر می‌رود؛ در صف‌ها، وسایل نقلیه، بین قرارها. همین لحظه‌ها می‌تواند برای یادداشت ایده‌ها، نوشتن چند خط یا ضبط صدا استفاده شود.

جمع شدن همین خرده‌کارها در پایان هفته، گاهی چند صفحه محتوای تازه می‌سازد.

✍️یکی از موانع ذهنی رایج این است که افراد خودشان را «هنوز نویسنده» نمی‌دانند چون کتابشان چاپ نشده است. اما واقعیت ساده‌تر است: کسی که می‌نویسد، نویسنده است.

پذیرفتن این هویت باعث می‌شود رفتار تغییر کند. نوشتن جدی‌تر گرفته می‌شود و بهانه‌ها کمتر می‌شوند. این تغییر ذهنیت، تأثیری عمیق‌تر از هر تکنیک دیگری دارد.

✍️نوشتن قرار نیست مجازات باشد. می‌توان با چیزهای کوچک آن را دلپذیرتر کرد: موسیقی، دفترچه‌ی زیبا، شمع، تایمر یا هر وسیله‌ای که حس خوبی ایجاد می‌کند. این جزئیات ساده، جلسه‌ی نوشتن را به تجربه‌ای تبدیل می‌کند که فرد مشتاقانه منتظرش است.

✍️هیچ‌کس هر روز عالی نمی‌نویسد. بعضی روزها خستگی یا بی‌حوصلگی سراغ آدم می‌آید. این طبیعی است.

آنچه یک کتاب را کامل می‌کند، انگیزه‌های لحظه‌ای نیست؛ ثبات است. این‌که بعد از وقفه‌ها دوباره پشت میز بنشینند و ادامه دهند.

کتاب‌ها نه با لحظه‌های خارق‌العاده، بلکه با صدها جلسه‌ی معمولی و کوتاه نوشته می‌شوند.
چند دقیقه در روز، چند صفحه در هفته، و ناگهان بعد از مدتی، یک دست‌نوشته‌ی کامل روی میز است.

همان رویایی که مدت‌ها فقط در ذهن بود، حالا تبدیل به یک کتاب واقعی شده است.

کتابکمبود وقتنویسندگیداستاننوشتن
۶
۲
منصور سجاد
منصور سجاد
مشق‌های نوشتن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید