ویرگول
ورودثبت نام
محمد ☀️
محمد ☀️
محمد ☀️
محمد ☀️
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

من آنم...

کویر!

خاک!

خورشید!

من آنم

که در زیر پا

له می‌شود

و تمام ذراتم

با قدم های

سرد و خشمگین

روانه به

هر جا می‌شوند

و دیوانه

تر از قبل

با باد

های سرد

به شهر

و زمین

های تاریک میخورم

و باران احساس

مرا در هم

می‌شکند

اما

نور خورشید

با عشق بر من می‌تابد

و روزم را از نو می‌سازد

و جانم جلا می یابد

آری! همان خاکم

در بیابان که

تشنه از خورشیدم

و این عشق را

با تمام

دردهایش

در آغوش خویش

میفشارم

و روز و لحظه هایم را

به امید دیدن

این عشق

می‌سازم

که این عشق

چاره ساز

روز های تلخ و شیرین

و سرد و گرم

من است

و این عالم عشق را

به این عالم فانی

نفروشم

و در جان و دلم

این عشق

دگر پایان نمی یابد

عشقشعرعاشقانهدکلمهزیبایی
۴
۰
محمد ☀️
محمد ☀️
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید