
عشق چون گل است که گر آب و جان به او دهی سرسبز و شاداب میماند و عطر های رنگین ز خود میفشاند ، گر او رابه دل گزاری در روحت همچو جان ریشه زند و تو را مست ز خویش کند ، گر نور محبت به آن بِنمایی شاداب و رقصان چو گل های آفتابی میرقصد، اما گر به او آب ندهی پوسیده شود ، و گر قدرش را ندانی تو را میشکند و گر به او محبت نکنی می میرد!
آه! که عشق با همه دیوانگی اش تو را مست عاقل کند و تو را به دیار گل ها بَرَد .