ویرگول
ورودثبت نام
.یلدا.
.یلدا.یک عاشق!
.یلدا.
.یلدا.
خواندن ۱ دقیقه·۲۲ روز پیش

یک‌عاشقانه‌ی‌آرام!

خداوندِ خدا، پیش از آنکه انسان را بیافریند، عشق را افرید؛ چرا که می‌دانست انسان بدون عشق، دردِ روح را ادراک نخواهد کرد. و بدون دردِ روح، بخشی از خداوندِ خدا را در خویشتن خویش نخواهد داشت. -نادر ابراهیمی

امروز تمامش کردم، یک عاشقانه‌ی تماما آرام و دلنشین بود؛
نادر ابراهیمی در طول این مسير مرا مجذوب خود میکرد و از سر انگشتانش لطافت میریخت.
او هفته‌ را با یکشنبه آغاز ‌کرده و با شنبه به پایان می‌رساند.
از عادت و تکرار فراری بود مثل من.
زندگی برای مرد و زن این داستان، مثل یک شعر آرام اما پر از سختی بود. آرام بود چرا که آرام حرف می‌زدند، آرام نوازش میکردند، آرام می‌زیستند.
این کتاب را در زمان مناسبی خواندم، یکسال است که در جست‌وجوی یک توصیه‌نامه، پیشنهاد یا از این قبیل چیزها می‌گردم که به من بگوید عشق چیست و چگونه باید با آن رفتار کنم.
برایش لالایی بخوانم تا خوابش ببرد و رویا ببیند؟
در مهِ مصنوعی گیاه‌ِ ظریفِ عشق را بکارم یا از پشت شیشه‌ی کمی تارِ زمان، واقعیت‌ها و عینیات را ببینم؟
نادر ابراهیمی میگفت عشق برای انسان‌های شجاع است، خستگان روح از آن گریزانند.
او عشق را در تار به تار موهای عسل میدید، در زمزمه کردن واژه‌‌های گیلهِ مرد کوچک اندام، در پیچ و خم کوه، در سیب‌زمینی‌های داغ با گلپر و نمک.
...

پیشنهاد میکنم اگر عاشقی یا خسته، این کتاب را بخوانی؛
کتابی‌ست لطیف و شعرگون.

وسط جنگ، چیکو، دو روز بعد از دیدن تو!
وسط جنگ، چیکو، دو روز بعد از دیدن تو!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

14 اردی‌بهشت 1405

.

عشقکتابنوشتنزندگییک عاشقانه آرام
۶۳
۱۱
.یلدا.
.یلدا.
یک عاشق!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید