بهخوان، اپلیکیشنی که سال گذشته در نمایشگاه کتاب با آن آشنا شدم. ابتدا غرفهای خالی از کتاب، توجه ما را جلب کرد. نزدیکتر که شدیم، ما را با بهخوان آشنا کردند و گفتند به شرط دانلود برنامه، کارتپستال و بوکمارک هدیه میدهند. من و دوستم چیزی از توضیحاتشان نفهمیدیم (به خاطر شلوغی و سر و صدای زیاد)، اما فقط برای گرفتن هدیهها سریع دکمهی دانلود را زدیم، نشان دادیم و خوشحال و خندان از غرفه دور شدیم.
روزها گذشت تا اینکه هنگام گشتن در موبایلم، از سر کنجکاوی برنامه را باز کردم. ابتدا به خاطر کندیِ اجرا کمی حوصلهام سر رفت، اما فضای گرافیکی و طراحی جذابش توجهم را جلب کرد. راستش پیشتر گودریدز را داشتم، اما به دلیل خشک و بیروح بودنش (از نظر من) و اینکه زبانم قوی نبود، زیاد پیگیرش نمیشدم. به همین دلیل، در مقایسه، بهخوان برایم یک سروگردن بالاتر از گودریدز قرار گرفت.
در بهخوان میتوانستم دوستانم و افرادی با سلیقهی کتابی مشابه را دنبال کنم، نظراتشان دربارهی کتابهایی که خوانده بودند ببینم، کتابهای «خواندهشده»، «در حال خواندن» و «خواهم خواند» را دستهبندی کنم و در باشگاههای کتابخوانی مختلف عضو شوم. البته در ابتدا پیگیری چندانی نداشتم، اما بهتدریج به بهخوان وابستهتر شدم. تنها ایرادی که برایم داشت، همان کندی برنامه بود.
نکتهی جالبی که اواخر فهمیدم این بود که موسس این پلتفرم حضور فعالی در بهخوان دارد و بیشتر کاربران را دنبال میکند. روزهای اول دانلود، فردی به نام حامد حمایتکار مرا فالو کرده بود، اما تازه یک سال بعد متوجه شدم که او مدیرعامل بهخوان است! همین نکتهی کوچک باعث شد علاقهام به بهخوان بیشتر شود.
امیدوارم در آینده بهخوان هرچه بیشتر شناخته شود، چراکه ظرفیت و پتانسیل بسیار بالایی دارد.
کتابها جهان را برایمان گشودهتر میکنند، و بهخوان میتواند پلی باشد برای اینکه مردم ایران بیش از پیش به دنیای کتاب نزدیک شوند.