چند روز پیش در اخبار خواندم که در یک بیمارستان خصوصی پدری نوزاد دختر تازه متولد خود را با یک نوزاد پسر تعویض کرده و نوزاد پسر را دزدیده، بعد از ساعاتی دستگیر شده، سپس نوزاد پسر را به خانوادهاش و نوزاد دختر رو هم به پدرش بازگرداندهاند. نمیدانم که این نوزاد فرزند چندم بوده، اما مسلم است که پدر از داشتن دختر بسیار ناراضی بوده که دست به این اقدام غیرعقلانی زده است.
کاش آن دخترک بخت برگشته را به آن خانواده پس نمیدادند. دخترک بیچاره از بدو تولد ناخواستنی بوده و از همان ابتدا به سختی طرد شده است.
به نظر میرسد که در روزها و ماهها و سالهای بعد هم طعم دوست داشته شدن و عشق را از طرف پدرش نخواهد چشید، و به احتمال قویتر مادر هم برای جلب محبت پدر و ترس از دست دادن جایگاه خود، گاهی حتی بدتر از پدر با او بدرفتاری و نیز بیمحلی خواهد کرد.
چه دردناک است که از همان ابتدا و حتی وقتی جنسیت جنین مشخص میشود، به جرم دختر بودن ناخواسته و نامطلوب باشد.
آیا از منظر خالق یکتا تفاوتی بین دو جنس وجود دارد؟ آیا ما بیش از خالق درک میکنیم و میفهمیم که به نعمت بزرگی که به ما عطا کرده، ناشکری و بی حرمتی میکنیم؟
این روزها یاد بخشی از فرهنگ جامعه خصوصا در گذشته میافتم، بخشی نادرست و غیرانسانی.
زنانی که امروزه سالمند هستند و والدین اسامی برای آنها انتخاب کردهاند که طرد شدن، دوست داشتنی نبودن، ناخواسته بودن را برای همیشه به آنها و اطرافیان و هرکسی که نام آنها را میشنود تلقین میکند، اسم هایی از قبیل : " قیزبس، قیزتامام، یئتر، قیز قَییت " در فرهنگ جامعه ترک که بنده به یاد دارم، و مسلما در فرهنگهای دیگر نیز اسامی مشابهی یافت میشود.
هرچند امروزه به لطف قوانین هیچ والدی اجازه ندارد تا از این اسامی با بار منفی عاطفی برای نوزاد خود انتخاب کند، اما در گذشته کودکانی بودند که حتی نام آنها هم با خشونت طرد و ناخواسته بودن آنها را هرلحظه گوشزد میکرد.
به آن نوزادی فکر کنیم که پدر در عملی جنون وار او را با نوزاد پسر تعويض کرده، والدین در طول رشد و زندگی با او چه رفتارهایی خواهند داشت و تا چه اندازه به سلامت روان و حتی جسمانی او اهمیت خواهند داد و چقدر احساس دوست داشتنی شدن خواهد داشت یا عشقی دریافت خواهد کرد؟ و یا برعکس با بیمحلی و عدم مراقبت کافی، روزبروز دچار آسیبها و معضلات متعدد خواهد شد؟
#روانشناسی