خیلی از ماها تو جایی بزرگ شدیم که مجبور بودیم نقش بازی کنیم
نقش یک ادم شاد ، برنده و راضی
ما مجبور بودیم این نقش رو بازی کنیم تا فشار خانواده رو تحمل کنیم
تا بتونیم حرف های بقیه رو پشت سر بزاریم
تا بتونیم حداقل تو خلوت مون رویاهامون رو زنده نگه داریم :)
ما مجبور بودیم که اینجوری زندگی کنیم ...
اما از یک جایی به بعد خوب نقش بازی کردیم ، جوری که باورمون شد قوی هستیم ، خوش حال هستیم حتی اگر لبخند نزنیم .
میدونیم خوش حالیم و در عین حال ناراحت اما نمیشه که ادامه نداد
نمیشه که نشست و منتظر بقیه موند
فکر می کنم باید جوری نقش بازی کرد که نتیجه اش بشه خلق همون آدم قوی توی بازی
