ویرگول
ورودثبت نام
fateme
fatemeغرقه شدگانیم در اندیشه و اندوه.. کانال تلگرام https://t.me/Metanoia_aaa
fateme
fateme
خواندن ۲ دقیقه·۱۶ روز پیش

دیگه نخندیدم..

من تو نسخه‌ی ۵ سال پیشم نه به عشق اعتقاد داشتم، نه به دوست داشتنِ کسی بیرون از خانواده.

هیچ‌وقت برام قابل درک نبود آدم‌هایی که عاشق می‌شن، شکست عشقی می‌خورن، یا توی دبیرستان و راهنمایی «کات» می‌کنن و گریه‌زاری راه می‌ندازن. حتی گاهی از رفتارشون خنده‌م می‌گرفت.

آخرش واکنش زندگی به من دقیقاً همین شعر بود:

«تمام عمر خندیدم به این عاشق، به آن عاشق؛

چنان عشقی نصیبم شد که من دیگر نخندیدم :)»

واقعاً هم همین شد. زندگی‌م دو بخش شد: قبلِ اون، بعدِ اون. و مسخره‌وار، بد هم شد.

انگار ک*ن آسمون پاره شد و خدا یکی رو انداخت وسط زندگیم؛ کسی که نه تو یک شهر بودیم، نه فرهنگ‌هامون شبیه هم. عاشقِ کسی شدم که وقتی باهاش آشنا شدم، اصلاً فکرش رو نمی‌کردم یه روزی این‌قدر عزیز بشه که همین الان که دارم درباره‌ش می‌نویسم، اشک تو چشم‌هام حلقه بزنه.

شروع‌مون عجیب بود و قرار نبود علاقه‌ای شکل بگیره. فقط قرار بود موقت، توی یک داستان همکار باشیم و بعد از ۶ ماه که کارمون تموم می‌شه، دیگه ربطی به هم نداشته باشیم.

اما اون رابطه ۵ سال طول کشید.

اون یک جوجه دانشجوی پزشکی بود که هیچی نداشت. من کنارش بودم. توی بی‌خوابی‌هاش،بی پولی هاش، کشیک‌های شبانه‌ش، بیدار می‌موندم که تنها نباشه. پا به پا درس می‌خوندیم و تلاش می‌کردیم… و من بیشتر از قبل عاشق می‌شدم.

سال آخر پزشکی بود که با یک زن چند سال بزرگ‌تر از خودش، همه‌چیز رو ریخت به هم و ولم کرد. چون اون زن مدیرعامل یک شرکت بود، پولدار بود… یعنی منو به پول فروخت.

رابطه‌شون چندماه هم دوام نیاورد و بهم خورد. دست از پا درازتر برگشت و من چون هنوز دوستش داشتم، ندیده گرفتم… و باز کنارش موندم. باید بگم بازم پشیمونم کرد...

راستش بدترین کاری که می‌تونی با یه آدم بکنی اینه که کاری کنی آرزو کنه کاش هیچ‌وقت تو رو نمی‌شناخت.

یعنی حاضر باشه همه‌ی خاطره‌های خوبش رو بده بره، فقط تو براش یک غریبه باشی.

برای شما هم پیش اومده یه روزی آرزو کنید کاش اصلاً یک نفر رو نمی‌شناختید؟»

شکست عشقیرابطهروانشناسیخیانتدبیرستان
۰
۰
fateme
fateme
غرقه شدگانیم در اندیشه و اندوه.. کانال تلگرام https://t.me/Metanoia_aaa
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید