تخیلات آبی من ؛·۱۸ روز پیشAbsurd ( پوچ )خسته شدم از چهارچوب های مسخره اطرافم خیلی مسخرست که کلا باید کارهای مشخصی رو انجام بدم از این روتینی که صبح پاشم و با کلافگی به روز ادامه…
تخیلات آبی من ؛·۲۲ روز پیشthe love این بار میخوام راحب عشق صحبت کنم حسی که همیشه بهترین شناخته شده حسی که فکر میکنی با فورانش توی وجودت قراره زندگی بهتر و زیباتری داشته باشی…
تخیلات آبی من ؛·۲۲ روز پیشکسی فرا تر از دوست .دوباره شب شد و من از شر دنیای مایوس کننده به رخت خوابم پناه بردم اما خوابم نبرد دوباره یاد تو افتاده بودم به جرات میتوانم بگویم دور شدن از…
تخیلات آبی من ؛·۲۲ روز پیشمن آن احمق را از درون کشتم.وقتی کمی فکر میکنم متوجه میشوم چقدر ساده لوح بودم و خودم را بازیچه ی دست دیگران کرده بودم .اما نه ، دیگر این آدم های احمق اطراف من نمیتوانن…