نقشِ تو در ضمیرِ من، جلوه ای در کرانههاست
شرحِ جمالِ طلعتت، فاشتر از ترانههاست
شورِ تو در رگِ سحر، نبضِ ستاره میزند
عطرِ تنِ تو در فضا، مستیِ جاودانههاست
ساقیِ این پیالهها، شراب کهنه ریختهست
خندهیِ تو به وقتِ مِی، نور این کرانههاست
از خطِ منحنیِ لب، سلسلهای به پا شده
عقل در این میانه باز، در پیِ نشانههاست
سایهیِ مژدهیِ تو، خیمه به جانِ ما زده
غرقهیِ این تبِ توام، این ها همه بهانههاست