آدم امتحان کردن طعمهای جدید نیستم و اگر پولو پلهای دستم بیاید ترجیح میدهم یک غذای معرکه مانند پیتزا و باقالی پلو و ماهیچه و... را هدیه به معده جانم بکنم.
و به هرحال این پیش درآمد لازم بود تا بگویم که تا به حال آش دوغی نخوردم.
یعنی خوردهام آن هم در زمانهای دور، در پیچو تاب گردنهی حیران که طعمی به شدت دوغی میداد.
لابد با خود میگویید: بالام، آش دوغست دیگر. میخواهی مزهی فسنجان بدهد.
بگذار برایتان مصور شوم و فکر کنید که آش رشته را با دوغ گازدارِ تازه که تازه درش را باز کردند، قاطی کنند.
اولین قاشق برای ورود به دنیای آش دوغ.
اما بعد از سالها و با رودربایستی مجبور به چشیدن مجدد آش دوغ همکار هنرمندم شدم، چه طعمِ بینظیری.
بهتر است در لیستِ خوشمزههایم جا خوش کند.