فاطمه یاوری·۵ روز پیشتردیدگاهتردیدگاهتو، جان من گشتی بناگاهخود را ندیدی در نگاهم گاه و بیگاه؟از خود، بریدی در آن بزنگاهآه...آگاهم به جانم جان منآهم چه تابان شدقرص ماه…
فاطمه یاوری·۸ روز پیششبی شعلهنازیبا زمانهایست، زمانی که هیچ، شعلهی شعری در نهان و زبانم، زبانه نکشد. ✍️ آسمان خاموش…
فاطمه یاوری·۸ روز پیشبیانیهی ایستگاه رقصدر ایستگاه رقص سه بار در هفته، هر بار پنج دقیقه با یک موزیک، میرقصیم.
عسل اسداللهی·۱۲ روز پیشگذشتن و رفتن پیوسته در امتداد چهل غنچه دل خیستو خیلی دوری جانم.سلام عزیزم. امید که خوب باشی. امروز خوشحالم. گواهینامه ام را گرفتم و با شیرینی به خانه برگشتم. به دیدن لبخند بر چهره خانو…
حنانه سندگل·۱۳ روز پیشامروز عجیب بوی قدیم میدادقرار شد که برویم زیر سایه درختِ توت پیر و کمی صبحانه بخوریم.به وقت صبح ؛ همان زمانی که بوی یونجهی تازه کلِ دشت را عطر آگین میکند و نسیم…
حنانه سندگل·۱۴ روز پیشبنفش بادم جانیچند وقتی است که مهمان شهر ما شدهاند. آدمهایی که وظیفهی تفکیک زباله را برعهده گرفتند و از آن درآمدی بر جیب میزنند و آتش بنزینشان را تامی…
حنانه سندگل·۱۷ روز پیشمادران و دخترانکتابی چهار جلدی از مهشید امیرشاهی، نویسندهی ایرانی تبار ساکن در خارج از کشور است که زندگی چهار نسل از زنانِ ایران که از دورهی قاجار شروع…
محمد شمس·۱۸ روز پیشزیاد نوشتن یا خوب نوشتن؟ - نظر دکتر ناهید عبدی در کتاب نوجوان نویسندهزیاد نوشتن مهمتر است یا خوب نوشتن؟اگر از این زاویه به موضوع نوشتن بنگریم که کیفیت نوشته ها در نویسندگی، خود باید افزایش یابد و تأثیر چندان…
حنانه سندگل·۱۸ روز پیشبهانهای به اسم زمانتمام داراییش یک خاطره بود که به جبر زمان رویش غبار فراموشی نشاند.شاید هم زمان بهانه بود که اگر میخواست میتوانست دستمال توجه را برای گردگی…
حنانه سندگل·۱۹ روز پیشآب در هاون کوبیدنِ عمروقتی به اواخر دهه بیست زندگی میرسی حس غریبِ شکست بند بند استخوانهایت را متلاشی میکند.از یکطرف هدفهای هجده سالگیت تیک نخورده و از آن طر…