ویرگول
ورودثبت نام
هانیه آصفی
هانیه آصفی
هانیه آصفی
هانیه آصفی
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ ساعت پیش

اولین داستان کوتاه

سرم چسبیده به آسمانهاست. از خود بی‌خودم امروز. از دی‌ماه ۱۴۰۳ شروع کردم. نوشتن را می‌گویم. قبلا هم می‌نوشتم ولی نه جدی. اولین روز که می‌خواستم شروع کنم؛ آقاشاهین سوالی کرد که هر روز فکرم را به خودش مشغول می‌کند. پرسید تا سال دیگر به کجا می‌خواهی برسی. بدون فکر گفتم: بتوانم یک داستان کوتاه بنویسم. امروز نوشتم. کمی بیشتر از یک سال شد. ولی شد. من خلقش کردم. خیلی هم خوشگل است. از داستان کوتاه‌های ارنست همینگوی هم خوشگل‌تر. بله بله من همان خاله سوسکه‌ام که «قربون دست و پای بلوری» بچه‌اش می‌رود. دلم آرام و قرار ندارد از ذوق نوشتن داستان کوتاه بعدی که حتما دست و پای بلوری دارد. سرم چسبیده به آسمانهاست…

هانیه آصفی

نویسندگیداستانداستان نویسییادداشت روزانهآزادنویسی
۰
۰
هانیه آصفی
هانیه آصفی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید