ویرگول
ورودثبت نام
Ravi
Raviراوی روایت نویسنده...
Ravi
Ravi
خواندن ۱ دقیقه·۸ روز پیش

پیر نوزاد

می گفت :«ادم خیانت ببیند ولی متروک نشود. بهتر است ادم خود را با دیگری مقایسه کند، تا با تنهایی...» ولیکن می دانید نظر من اصرار بر ان دارد که هرنوع بد عهدی، خیانت است... هر خیانت اشتباهی است در حق پیرنوزادانی که عاری از اشتباه اند و راوی دیری زمانی است که نوزادش پیر شده...

زمان بسیاری است که با تشویش همنشینم و این زمان سبب دوری نشده که هیچ، بلکه سبب صمیمیت بیشتر هم شده... گویا تو غم را به من پیوند زدی و میوه غم چیزی جز اشک نیست... باشد تا این اشک، توفانی شود بر اقیانوس ارامشت... باشدت تا بشکند شیشه خنده بر لبان و تلخ شود قهوه چشمانت بر هرکس که به قربان چشمانش می روی...

می گویند نباید نفرین کنم. چه کنم مادامی که سبب سوختن سیگار می شوی؟ چه کنم هنگامی که میبینم سیگار حاضر است تا به پایم بسوزد و تو حاضر نشدی به پایت بسوزم؟ نفرین می کنم بلکه پاسوز سیگارت شوی...

میدانی، می گویند خشم دیگر در جوهر راوی نیست... خشمم را فرو بردم، طولانی مدت است که میل به خوراک ندارم... ولی میدانم شما هرگز تعارفی نبودید... بفرمایید غذا و قدر است... نفرین نمک گیر نمی کند...

راوی-

بله عکس هایی که برای کاور میزارم رو خودم طراحی میکنم.
بله عکس هایی که برای کاور میزارم رو خودم طراحی میکنم.

خیانتغمنویسندگیدلنوشتهفلسفه
۱۸
۶
Ravi
Ravi
راوی روایت نویسنده...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید