هیدن·۵ ماه پیشپریشونبغض نترکیددفن شد؛ زیر سروِ پشت حیاطدستام پر از برگ های زرد شدن، به انتظار پاییزهر از گاهی ماه رو یواشکی دید میزنم، چشمام دود میشن و سیگارم…
هیدن·۷ ماه پیشدخترک دریاچشمای خیره به ماهم، دستای گرمت رو از این شبِ پر از بغض تمنا میکنهتنِ رنجور شهرمون، زخمای ما رو به ارث بردنسایه دردِ این فراق تهران رو زیر آ…