_عزیزم بیدار شو، دیرت میشه.
با شنیدن صداش، چیزی تو وجودم فرو میریزه.
حس تنفری که همراه با من بیدار میشه، هنوز برام پر از ابهام و سؤاله.
_تنبلخان، با توأم.
تلاشم برای ندیدن چهرهش اول صبح بیفایدهست.
چشمهامو باز میکنم.
همینجاست. با همون لبخند احمقانه، زل زده به من.
از شدت انزجار لبهام جمع میشه،
ولی خودمو کنترل میکنم.
_بیدارم.
مدتیه تحمل این زندگی کار من نیست.
بیزارم از بوی شیرینی.
بویی که هیچوقت منبعش معلوم نیست
از مردمی که تو خیابون لبخندزنان از کنارت رد میشن، گرم احوالپرسی میکنن و برات آرزوی روز خوب دارن.
از این حالِ خوبِ همیشگی.
حس میکنم تو کاتالوگ مجلات زندگی میکنم.
غیرواقعی.
صاف.
بیچینوچروک.
همیشه شاد.
همیشه راضی.
سرِ کار، عمداً یه نقص بزرگ تو پروژه درست میکنم.
راج، سرپرست تیم، نگاهم میکنه.
لبخند میزنه، پشتم میزنه و میگه:
_پیش میاد رفیق. خودتو نگران نکن.
لجم بیشتر درمیاد.
اینا میخوان منو دیوونه کنن.
پامو فراتر میذارم.
تو پیادهرو، زنی داره با تلفن حرف میزنه.
گوشیشو از دستش میگیرم، پرت میکنم زمین و با پا لهش میکنم.
حتی تعجب نمیکنه.
ناسزا نمیگه.
_مرسی. خیلی وقت بود باید عوضش میکردم.
سرم تیر میکشه.
نفسهام بالا نمیاد.
فریاد میکشم.
اجازه میدم جنون کنترل رو به دست بگیره.
مایک جلومه.
همونی که قهوهی هر روزمو میاره.
اومده آرومم کنه.
وحشیانه بهش لبخند میزنم.
حمله میکنم.
گردنشو میگیرم و تا جایی که بدنش شل بشه، محکم میکوبمش به میلهی چراغ راهنمایی.
برمیگردم سمت جمعیتی که دورم حلقه زدن.
فقط ایستادن.
پیرزنی میگه:
_امیدوارم الان بهتر باشی.
بیوقفه جیغ میکشم.
چیزی درونم
میخواد آزاد بشه.
تکهسنگی کنار پیادهرو افتاده.
نگاهم روش قفل میشه
برش میدارم و محکم به سرم میکوبم.
گرمای خون
روی صورتم میدوه.
زمین نرمتر از حد انتظارمه
لذت شدیدی تجربه میکنم.
چشمهام بسته میشن
و با رضایت، تو آغوش مرگ فرو میرم.
———————————
— قربان، سطح رضایت به حد آستانه رسید.
سیمها رو قطع کنیم؟
ویلیس پک عمیقی به سیگارش میزنه.
نگاهش از مانیتورها جدا نمیشه.
با تکون دادن سر جواب مثبت رو به دکتر میده.
_نفر بعدی رو بیارین
________________________
گزارش غیررسمی — منبع نامشخص
طبق اسناد غیررسمی، ارتش در سالهای اخیر پروژهای آزمایشی با نام رمز «Eden» را اجرا کرده است.
در این پروژه، گروهی از زندانیان با احکام سنگین در محیطی شبیهسازیشده با حداکثر ثبات عاطفی و حداقل تعارض قرار داده میشدند.
سطح رضایت روانی آزمودنیها بهصورت مداوم پایش و هرگونه نوسان احساسی بهعنوان نقص سیستم ثبت میشد.
همزمان، بدن آزمودنیها در دنیای واقعی، تحت کنترل سیستمهای عصبی، به فعالیتهای عملیاتی ادامه میداد.
در موارد شکست، رفتارهای خودتخریبی شدید گزارش شده است
رفتارهایی که بهعنوان «پاسخ ناموفق به حفظ رضایت»
طبقهبندی شدهاند.
وضعیت جسمی افراد
«فعال» گزارش شده است.
اما دربارهی وضعیت ذهنی،
اطلاعاتی در دست نیست.
در اسناد داخلی،
آخرین وضعیت آزمودنیها به این صورت ثبت شده است:
وضعیت بدنها: قابل استفاده.
وضعیت ذهنها: خاتمهیافته.
مقامات رسمی،
وجود چنین پروژهای را بهطور کامل تکذیب کردهان.