
چرا ادامه میدهم؟چونکه هنوز حس هاو تجربه هایی از زندگی هست که نچشیده ام و در کنار لالو های نفرت ،روزنه های امید بخشی هستند که پذیرنده لحظه های سرد و تاریک من است
یکی از این حس ها همین چند دقیقه قبل بود .نمیدانم چطور بگویم که شما را به آن لحظه ای که حس کردم برسانم .
تجربه نو ای که یادم نمی آمد آخرین بار چه زمانی حس اش کردم
از اتوبوس جا بمانی و
اینکه کسی نگران نبودنت بشود تو را جستجو کند میان صندلی هایی که تو را کم دارند بی هیچ دلیلی غیر از، نمیدانم نام این کار را چه چیزی بگذارم من بهش میگم :عاطفه و عشق...
اگر تمام عالم هم با تو ساز ناسازگاری بزنند اگر او در کنارت باشد و نگرانت،.
تو پیروز همه نبرد ها هستی چراکه معنایی برای بودن و ادامه دادن داری.