جاوید نوروزی·۱ سال پیشبه چه مینگرید؟.یک سری چیزهایی رو از دربنو هنوز خیلی خوب یادمه. وسط محله یک محوطه نسبتا بزرگ بود که دورش تماما تکیه بود. انگار اون رو برای محرم درست کرده…
جاوید نوروزی·۱ سال پیشناخودآگاهسال ۱۹۴۷ _ کلیولند _ اوهایوشوگر ری رابینسون راند هشتم با یک ضربه سنگین حریفش را انداخت. صدای اصابت مشت، و صدای برخورد سر بوکسور از حال رفته…
جاوید نوروزی·۱ سال پیشتو سرطان رو شکست میدی و من هم جورج فورمن رو میزنمجورج فورمن زمانی گفته بود : " بعدها فهمیدم چرا علی نمی افتاد. وقتی که یک ملت پشتت ایستاده باشه، حتی اگه خودت هم بخوای نمیتونی بیفتی."چند ما…
جاوید نوروزی·۱ سال پیشروم به دیوار.....گوشه اتاق خوابیده بودم. این را خوب یادم است. قبلش، چیزی مثل یک دسته علف خیس به پشتم چسبیده بود. شاید هم به ذهنم........نمیدانم. چیزی مثل…
جاوید نوروزی·۱ سال پیشروایتی از فیلم جنگیرمتنی درباره فیلم ترسناک جنگیر اثر ویلیام فریدکین. این فیلم از روی کتابی به همین نام نوشته ویلیام پیتر بلاتی اقتباس شده. یک رمان قدرتمند.