ویرگول
ورودثبت نام
جلیلی
جلیلیفراموش مکن اینجا تک و تنهایم و کسی که مرا بفهمد اینجا نیست اندیشه‌ام گویی تحلیل می‌رود این همانا مردن است اگر سکوت کنم.
جلیلی
جلیلی
خواندن ۴ دقیقه·۶ روز پیش

بازاندیشی دربارۀ مفهوم «مردم» بخش هشتم: مردم و رسانه — از ظهور تا بازنمایی


در این رابطه بخوانید:
بخش اول: تعلیق بداهتِ مردم
بخش دوم: مردم و توده — از کنش جمعی تا بسیج
بخش سوم: مردم و ملت — از کنش سیاسی تا هویت یکپارچه
بخش چهارم: مردم، ملت و دولت — سه‌گانهٔ ناپایدار سیاست 
بخش پنجم: نمایندگی و سخن گفتن به نام مردم — از صدا تا مصادره
بخش ششم: پوپولیسم — سیاستِ سخن‌گفتن به نام مردم
بخش هفتم: مردم و خیابان — مردم به‌مثابه نامی ناآرام
بخش هشتم: مردم و رسانه — از ظهور تا بازنمایی
بخش نهم: مردم و آینده— امکان‌های دموکراسی  رادیکال


رسانه جایی است که خیابان یا ادامه می‌یابد یا خاموش می‌شود. آنچه در خیابان به‌مثابهٔ ظهور بی‌واسطهٔ مردم رخ می‌دهد، در رسانه دوباره نام‌گذاری می‌شود: بدن‌ها به تصویر بدل می‌شوند، صداها به روایت، و ناآرامی به رویداد. رسانه نه فقط نشان می‌دهد، بلکه قاب می‌گیرد، مصادره می‌کند و گاه خاموش می‌سازد. از همین‌رو، مسئلهٔ اصلی نه صداقت یا وابستگی رسانه، بلکه نسبت آن با امکان سیاست است: آیا رسانه تکثر خیابان را گسترش می‌دهد، یا آن را در قالب افکار عمومی و روایت‌های آماده فرو می‌کاهد؟

۱. منطق گذار: از خیابان به رسانه

خیابان لحظهٔ ظهور مستقیم مردم است؛ جایی که بدن‌ها، صداها و کنش‌ها بی‌واسطه به صحنه می‌آیند و نظم تثبیت‌شدهٔ دولت و نمایندگی را به پرسش می‌کشند. اما این ظهور نمی‌تواند در همان لحظه متوقف بماند. به‌محض آن‌که خیابان دیده می‌شود، به رسانه منتقل می‌شود؛ و رسانه همان جایی است که ظهور مستقیم به بازنمایی غیرمستقیم بدل می‌گردد.

در این گذار، خطر اصلی پدیدار می‌شود: ناآرامی خیابان به تصویر قابل‌مصرف تبدیل می‌شود. آنچه در خیابان به‌مثابهٔ کثرتی ناآرام و متعارض حضور دارد، در رسانه قاب‌بندی می‌شود، روایت می‌گردد و به رویدادی قابل‌مدیریت بدل می‌شود. از این‌رو، نسبت خیابان و رسانه نه صرفاً رابطهٔ انتقال، بلکه رابطهٔ قدرت است: خیابان گسست می‌آفریند، رسانه می‌کوشد آن را ببندد.

پرسش اصلی این بخش دقیقاً همین است: آیا رسانه می‌تواند تکثر خیابان را گسترش دهد، یا آن را به تصویری بی‌خطر و مصرفی فرو بکاهد؟

۲. بازنمایی (Representation)

رسانه خیابان را نشان می‌دهد، اما هر نشان‌دادنی با قاب‌بندی همراه است. تصویرها انتخاب می‌شوند، روایت‌ها ساخته می‌شوند، و همین انتخاب‌ها تعیین می‌کنند چه چیزی دیده شود و چه چیزی ناپدید گردد. در این فرآیند، کثرت خیابان ــ بدن‌ها، صداها، شعارها و اختلاف‌ها ــ به یک «داستان» تقلیل می‌یابد؛ داستانی که قابل‌مصرف، قابل‌تکرار و قابل‌مدیریت است.

به این معنا، رسانه خیابان را قابل‌دیدن می‌کند، اما نه لزوماً قابل‌فهم. آنچه در خیابان به‌مثابهٔ ناآرامی حضور دارد، در رسانه به رویدادی واحد بدل می‌شود: «اعتراض»، «تجمع» یا «شورش». مردم دیده می‌شوند، اما آنچه دیده می‌شود، بازتاب قاب رسانه‌ای است، نه خودِ تکثر خیابان. بازنمایی، بنابراین، کنشی سیاسی است؛ کنشی که می‌تواند امکان سیاست را بگشاید یا آن را در روایت‌های تثبیت‌شده فروببندد.

۳. مصادره (Appropriation)

رسانه تنها بازنمایی نمی‌کند؛ بلکه به‌نام مردم سخن می‌گوید. آنچه در خیابان به‌مثابهٔ تکثر ناآرام حضور دارد، در رسانه به «صدای مردم» یا «افکار عمومی» بدل می‌شود. این تبدیل، یک عمل سیاسی است: رسانه خود را در جایگاه نمایندگی قرار می‌دهد، بی‌آن‌که انتخاب یا مأموریتی از سوی مردم دریافت کرده باشد.

جملاتی مانند «مردم چنین می‌خواهند» یا «افکار عمومی واکنش نشان داد» نشان می‌دهند که رسانه به یکی از قدرتمندترین نهادهای سخن‌گفتن به نام مردم بدل می‌شود. در این لحظه، مردم از سوژهٔ کنش سیاسی به مرجع مشروعیت تقلیل می‌یابند و سیاست به میدان مدیریت افکار عمومی فروکاسته می‌شود. این همان خطری است که پیش‌تر در بحث نمایندگی دیده شد، اما این‌بار در قالب رسانه‌ای.

۴. خاموش‌سازی (Neutralization)

رسانه می‌تواند خیابان را خاموش کند، بی‌آن‌که آن را حذف نماید. خاموش‌سازی گاه در قالب حاشیه‌ای‌کردن یا امنیتی‌کردن رخ می‌دهد و گاه در شکل فرسوده‌کردن. یکی از مهم‌ترین سازوکارهای آن، افراط در تصویر است: بازنمایی بیش‌ازحد خیابان با تصاویر تکراری و روایت‌های کلیشه‌ای.

در این وضعیت، خیابان از لحظهٔ گسست سیاسی به رویدادی مصرفی بدل می‌شود؛ چیزی که می‌توان آن را تماشا کرد، تحلیل کرد یا حتی سرگرمی‌وار مصرف نمود. مردم همچنان دیده می‌شوند، اما دیدن جای شنیدن را می‌گیرد و تکثرشان در روایت‌های آماده حل می‌شود. خاموش‌سازی، نه حذف خیابان، بلکه بی‌خطرسازی آن است.

۵. رسانه و دموکراسی

رسانه نه ذاتاً دشمن مردم است و نه ضامن دموکراسی. همان‌گونه که خیابان می‌تواند میان کنش جمعی و توده‌سازی نوسان کند، رسانه نیز می‌تواند میان گسترش سیاست و مهار آن در نوسان باشد. رسانه می‌تواند امکان گفت‌وگو را فراتر از حضور مستقیم بدن‌ها گسترش دهد و تکثر را قابل‌شنیدن سازد؛ یا می‌تواند همان تکثر را در قالب افکار عمومی یکپارچه فروببندد.

دموکراسی زمانی زنده می‌ماند که این دوگانگی بسته نشود: زمانی که رسانه به افق نهایی سیاست بدل نگردد و امکان پرسش از روایت‌های مسلط همواره باز بماند. رسانه تنها آنگاه بخشی از میدان دموکراتیک است که به جای تثبیت، امکان اختلاف و صداهای متعارض را گسترش دهد.

رسانه صحنه‌ای است که ناآرامی مردم در آن یا ادامه می‌یابد یا مهار می‌شود. خیابان لحظهٔ ظهور مستقیم است؛ رسانه لحظهٔ آزمون این ظهور. هرجا که رسانه تکثر خیابان را به روایت‌های مصرفی فروبکاهد، سیاست خاموش می‌شود؛ و هرجا که امکان شنیدن و گفت‌وگو را بگشاید، سیاست دوباره جان می‌گیرد.
.

افکار عمومیرسانهمردمفلسفهسیاست
۴
۱
جلیلی
جلیلی
فراموش مکن اینجا تک و تنهایم و کسی که مرا بفهمد اینجا نیست اندیشه‌ام گویی تحلیل می‌رود این همانا مردن است اگر سکوت کنم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید