
بارها، سخن گفتن
شود خاطرهای شیرین
بارها، ز رهایی خندیدن
شود کیهانی رنگین
بارها، اندر این کنج،گریستن
شود دریایی ننگین
بارها، شعر گفتن و نگفتن
شود ترانهای دیرین
بارها، دل بستن و نبستن
شود دردی سهمگین
بارها، خود را به خاکستر نشاندن
که تو آیی
و بارها پُرسم که کجایی؟