
افسوس که قلمم ز رخسارِ شاعر، درمانده است
افسوس که اشعارم ز تیرگیِ دفتر، رنجیده است
افسوس که دستانم ز خونِ جوهر، آلوده است
افسوس که روانم ز پوچی پیکر، ویران است
افسوس که یارم ز مستی دَهر ، خیال است
و چه بسیار
افسوس که غمم، ز هزاران غمگسار، لبریز است...