ویرگول
ورودثبت نام
Raz🌷
Raz🌷« سلام ، من دانشجوی روانشناسی و علاقه مند به نویسندگی هستم. خوشحال میشم بعد از خوندن نوشته های من نظر ارزشمندت رو با من به اشتراک بذاری»
Raz🌷
Raz🌷
خواندن ۲ دقیقه·۳ ماه پیش

اسپرسو

می‌دونم تو مثل من نیستی.

تو، توی دنیای خودت، اگه قهوه‌ات سرد بشه، سهم فنجونت از لبات فقط یه نگاهه.

اگه تلخ باشه، شکلات‌های مختلف رو بهش تحمیل می‌کنی تا شاید دست از طبیعی‌ترین ویژگی ذاتیش برداره.

انقدر باهاش کلنجار می‌ری تا آخرش بشه دقیقاً همونی که تو می‌خوای.

تازه اگه بعد از یه جرعه کوتاه، از میزان شکری که ریختی دل‌زده نشی…

تو قهوه می‌خوری چون به کافئینش نیاز داری،

حتی اگه به قیمت شکستن پیوند عقل قهوه با آب توی قلبش باشه.

برای تو فقط رفع نیازه که مهمه.

اما من… من از اولم قهوه دوست نداشتم.

تا اون روز که دست زندگی، توی کافه خَزونِ  خیابون ولیعصر، یه فنجون اسپرسو رو گذاشت روبه‌روم.

وقتی ازم پرسیدی «چی میل دارید؟»

در همون لحظه که سرمو بلند کردم و نگاهم به چشمات افتاد، یادم رفت چی می‌خواستم.

ولی اون لحظه‌ی داغ، بیشترین شباهتو به چشمای تو، اسپرسو داشت.

تو نمی‌دونی چرا،

اما وقتی برگشتی بری، صدات که زدم ؛ : «دَبِل باشه لطفاً.»

می‌خواستم این شباهت، بیشتر و بیشتر بشه.

وقتی برای بار دوم نگاهم کردی و اون «بله، حتماً» گفتنت طولانی شد،

با خودم گفتم شاید تو هم…

اون روز نه پای رفتن از اون‌جا رو داشتم، نه دلِ کندن ازش.

انگار تمام خوبی‌های جهان، جمع شده بود توی همون کافه‌ی پنجاه‌متری.

اونقدر چشمات در خیالم راه نظر بست که قهوه‌ام سرد شد.

اما من، برعکس تو، فنجون سردمو از بوسه‌ی گرمم محروم نکردم.

خوردمش… سردِ سرد، تلخِ تلخ.

قهوه اگه تلخ نباشه، تیره نباشه، دیگه قهوه نیست.

شاید نسکافه، یا هر چیز دیگه… اما قهوه نه.

برای من ، تو بودن مهم بود؛

تو، حتی اگه تلخ.

شاید اگه تو هم مثل من بودی،

امروز توی خَزونِ سردِ ولیعصر،

با یه فنجون اسپرسوی تلخ و موهای طلایی‌ای که سلیقه‌ی تو بودن،

از خستگیای این روزا کم می‌کردیم.

ولی من ذاتاً موهام مشکیه… ریشه‌هاش بلند شده و هر روز با ذوق نگاهشون می‌کنم.

خوشحالم که دارم بیشتر شبیه خودِ واقعیم می‌شم.

خوشحالم که تو یاد گرفتی —

اگه قهوه سلیقه‌ت نیست، مجبور نیستی انتخابش کنی

و بعد هزار جور شیرین‌کننده و روشن‌کننده بهش اضافه کنی،

که شاید باهاش نیازتو برطرف کنی.

پاییزداستان کوتاهعاشقانه
۲۰
۱۰
Raz🌷
Raz🌷
« سلام ، من دانشجوی روانشناسی و علاقه مند به نویسندگی هستم. خوشحال میشم بعد از خوندن نوشته های من نظر ارزشمندت رو با من به اشتراک بذاری»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید