
از شعله
به خاطر روشنایی اش
سپاسگزاری کن،
اما چراغدان را هم
که همیشه صبورانه در سایه می ایستد،
ازیاد مبر.
گریه کنی اگر
که آفتاب را ندیده ای
ستاره ها را هم
نمی بینی.
ماهی در آب خاموش است و
چارپا روی خاک هیاهو می کند و
پرنده در آسمان آواز می خواند
آدمی،
اما
خاموشی دریا و
هیاهوی خاک و
موسیقی آسمان را در خود دارد.
هنگامی که
در فروتنی،
بزرگ باشیم،
بیش ازهمه به آن بزرگ نزدیک شده ایم.
ممکن
از ناممکن می پرسد:
«خانه ات کجاست؟»
پاسخ می آید:
« در رؤیای یک ناتوان»
رابیندرانات تاگور