ویرگول
ورودثبت نام
دختری از آن سو
دختری از آن سوعزیزم ؛ این غم است که که مارا به یکدیگر محرَم میکند
دختری از آن سو
دختری از آن سو
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ روز پیش

مرگ دوست داشتنی

حالا که مرده ام ، بیا

بیا برویم

بعد مرگم قدمی بزنیم

ماه را بیاوریم

و پاهایمان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم

بعد موهایم را از روی لب هایم بزنی کنار

بعد دستت را میان هر دو دستم بگیرم

بعد دستت را میان هر دو دستم بگیرم

بعد دستت را ...

لعنتی

دستم از خواب بیرون مانده است ...

((هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست ))

شعرکتابعشق
۱۷
۴
دختری از آن سو
دختری از آن سو
عزیزم ؛ این غم است که که مارا به یکدیگر محرَم میکند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید