ویرگول
ورودثبت نام
سعدیه ریواز
سعدیه ریواز
سعدیه ریواز
سعدیه ریواز
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

شهر تاریک

آسمان شهر من تاریک‌تر از آن است که راه را نشانت دهم.

خورشید خوش‌خندهٔ من در پشت ابرهای تحقیر پنهان شده است. ماه من از یادها رفته و ستارگان امیدم در اعماق دریای اشکانم سقوط کرده و دفن شده‌اند.

باران غم بر خیابان‌های شهرم می‌بارد. کوچه‌های خاطره‌ام در مهی بی‌پایان به سر می‌برند.

مردمم ترک خانه کرده‌اند و من در این جهان هستی، متروک شده و از یادها رفته‌ام.

یکی از نوشته های شخصی من، اسفند ماه 1403

متندلنوشتهنویسندگیاحساساتتنهایی
۱
۰
سعدیه ریواز
سعدیه ریواز
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید