ویرگول
ورودثبت نام
Mantra
Mantra《مرا در حرف‌هایم پیدا کن》
Mantra
Mantra
خواندن ۱ دقیقه·۲۲ روز پیش

من یک زن رفتگر هستم

هیاهو‌ی ناتمام
هیاهو‌ی ناتمام

امروز خیلی شلوغ و آشفته بودم...
اتاقی که انگار خیالِ خلوت شدن نداشت و همه‌ی اون حرف‌ها و صداهایی که به هم پیچیده بود و منی که به سختی همه‌ی تلاشمو می‌کردم ذهنمو خالی کنم...

بالاخره سکوت شد.............

با عجله داشتم لوازممو جمع‌وجور می‌کردم، طوری که انگار فقط می‌خوام از اون محیط دور شم؛ که درِ اتاق باز شد و خانم آبدارچی با یه فنجون چای تازه‌دم وارد شد.

من که همیشه خیلی دوستش داشتم و موقع بیکاری می‌رفتم پیشش و باهاش حرف می‌زدم، این‌بار بدون اینکه بهش نگاهی کنم، چای رو برداشتم و گذاشتم روی میز...

همون‌طور که سینی تو دستش بود، یه نگاهی به‌ من کرد و با اون لهجه‌ی بامزه‌ی شمالی گفت: ناراحتی؟

گفتم: نه.

گفت: خسته‌ای؟

گفتم: آره.

گفت: نمی‌خوای شغلتو عوض کنی؟

گفتم: تو از شغل من ناراضی‌ای؟

گفت: آره، آخه رفتگری بهت نِمی‌آد.

خندیدم ............... اما تلخ

گفت: خب تو آخه از آشغال جمع کردن لذت می‌بری...

گفتم: حق با توئه، کاش منم آبدارچی بودم.

روزمرگیداستان کوتاه
۲۸
۲
Mantra
Mantra
《مرا در حرف‌هایم پیدا کن》
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید