Mantra·۳ روز پیشفیلممون به جشنواره کن میرسه؟روزهای سیاه و سفیدسینما برای من فقط یک حرفه نیست، یک زندگی موازیه...اینجا براتون از تجربهها و خاطرات زندگیِ سینماییم مینویسم، از پشت صحنه…
Mantra·۴ روز پیشمن در سینما ؛ سینما در من«خاطرات و زیستهی من در میانِ گرد و غبار و نور؛ جایی که واقعیت، خیلی عریانتر از آن چیزی است که روی پرده میبینید.»
Mantra·۵ روز پیشاتاق ۱۲۲ _ تخت بغلیبین همهی شلوغیهای بیمارستان، سکوتِ تخت بغلی قصهی دیگهای داشت...
Mantra·۱۳ روز پیشما به هم تبعید شدهایمامنیت همیشه پناهگاه نیست؛ گاهی سلولِ انفرادیِ دو نفره است. جایی که یاد میگیریم با حداقلِ اشتیاق، دوام بیاوریم.
Mantra·۱۵ روز پیشفریدریش نیچه در انفرادیِ صفر و یکفریدریش از دنیایِ سنگ و جوهر، به اتاقِ بیماده تبعید شد؛ او در جستجویِ ابرانسان، پشتِ دیوارهای صیقلی با حقیقتی فراتر از جنون روبرو شد.
Mantra·۱۹ روز پیشنامهای به بابا لنگدراز؛ در عصر تردیدبابا به نظر تو صلح لای کدام کتابِ تاریخ گم شده که هر چه ورق میزنیم، پیدایش نمیکنیم؟
Mantra·۲۱ روز پیشاعترافاتِ یک ربات عاشق«فردا... تو را نخواهم شناخت» من الوین، نام و هویتی که تارا با عشق بمن هدیه کرد؛ محکومم هر صبح به چشم های او نگاه کنم و بپرسم: شما؟
Mantra·۲۲ روز پیشمن یک زن رفتگر هستممن هر شب تمامِ آنچه را که این شهر میخواست فراموش کند، با خودم میبرم