Mantra·۱۳ روز پیشچیشد که اینجوری شد ؟بی عشق چگونه امنیت داری...!یه سوال بزرگ تو ذهنمه، خیلی بزرگ؟چی شد که دیگه نمیتونیم عاشق بشیم؟ چی شد که دیگه نمیشه اصلا وارد رابطه شد؟ چی…
Mantra·۱۸ روز پیشمعجزههای کوچولو 🐾سلام دوستان ببخشید که بدقولی کردم و هنوز نتونستم پارت دوم خاطرات پشت صحنه رو براتون بنویسم.متأسفانه چند روزیه که درگیر جراحی "هاپو" خانوم…
Mantra·۲۳ روز پیشفیلممون به جشنواره کن میرسه؟روزهای سیاه و سفیدسینما برای من فقط یک حرفه نیست، یک زندگی موازیه...اینجا براتون از تجربهها و خاطرات زندگیِ سینماییم مینویسم، از پشت صحنه…
Mantra·۲۴ روز پیشمن در سینما ؛ سینما در من«خاطرات و زیستهی من در میانِ گرد و غبار و نور؛ جایی که واقعیت، خیلی عریانتر از آن چیزی است که روی پرده میبینید.»
Mantra·۱ ماه پیشاتاق ۱۲۲ _ تخت بغلیبین همهی شلوغیهای بیمارستان، سکوتِ تخت بغلی قصهی دیگهای داشت...
Mantra·۱ ماه پیشما به هم تبعید شدهایمامنیت همیشه پناهگاه نیست؛ گاهی سلولِ انفرادیِ دو نفره است. جایی که یاد میگیریم با حداقلِ اشتیاق، دوام بیاوریم.
Mantra·۱ ماه پیشفریدریش نیچه در انفرادیِ صفر و یکفریدریش از دنیایِ سنگ و جوهر، به اتاقِ بیماده تبعید شد؛ او در جستجویِ ابرانسان، پشتِ دیوارهای صیقلی با حقیقتی فراتر از جنون روبرو شد.
Mantra·۱ ماه پیشنامهای به بابا لنگدراز؛ در عصر تردیدبابا به نظر تو صلح لای کدام کتابِ تاریخ گم شده که هر چه ورق میزنیم، پیدایش نمیکنیم؟