
با خودم حرف میزنم. میپرسم آیا میتوانم انجامش دهم؟ کمی مکث میکنم... بعد کمی چشمهایم رو ریز میکنم و جواب میدهم، آره چرا که نه، فقط کافیه به موقع هر کاری رو انجام بدی. نترس از حجم کارها. نترس از اینکه ممکنه گاهی روزا خوب نباشی...استرس میاد و میاره سعی کن بهش غلبه کنی. از همه مهمتر سعی کن همیشه خوب استراحت کنی...
البته که ممکنه گاهی هم پیش بیاد که استراحت کافی نداشته باشی ولی این دلیل نمیشه رها کنی و بقیه روزها هم به همون شکل پیش ببری. درستش کن و اجازه نده شکل روزهات زشت و خراب بشن.
همیشه و همیشه به قدمی که اول از همه باید برداری نگاه کن. برای رسیدن به هدفت راه زیاده و اگه به دور دست نگاه کنی احتمال اینکه خیلی زود خسته و مأیوس بشی وجود داره. ولی وقتی قدم به قدم جلو میری فرق داره. از هر یک قدمی که در مسیر برمیداری لذت میبری...
ترسهات به مرور از بین میرن و هر روز برای بیدار شدن و تلاش کردن هیجان داری.
اصلا خیلی قشنگه که نگاهت رو از هدف بردارم و به مسیرت نگاه کنی و ازش لذت ببری. عمر کوتاهه شاید هیچ وقت کفاف نداد تا آخرین قلهای که دلت میخواد رو فتح کنی ولی میتونی از مسیر منتهی به قله لذت ببری و کیف کنی.
سخت نگیر دوست من...

۹ آذر ۴۰۴
پست ۱۷۲