Novalin·۱ ماه پیشاولین قدماو فقط نشسته بود، خسته و بیهدف. اما یک گفتوگوی کوتاه کافی بود تا یادش بیاید...
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰دربارز·۵ ماه پیشرحمت بر قلمرحمت بر قلمی که می نویسددرود بر جوهری که بر کاغذ جاری می شودبیا بنویسیماز عشقی که به داریمبیا از درد هم درد بکشیمکشیدن درد تا نوشتن دردمثل…
بیتا حسینی نژاد·۵ ماه پیشخفگیِ قدمها.در آن زیر، وزنِ خاک بر سینهاش سنگینی نمیکند، بلکه سنگینی، همان قدمهایی است که از روی گورش میگذرند؛ هر گام که فرود میآید، گویی سنگی تاز…
امیر باباجانی·۶ ماه پیشعشق چیست؟✋🏼سلام عزیزان خوبید؟ امیدوارم بهتر از خوب باشید...گم شدم در کوچۀ شب، بیتو بیراه و نشانهمرغِ روحم در قفسها، چشمِ بر پروازِ خانهردّ پایت…
سبا بابائی·۶ ماه پیشقدم اولبا خودم حرف میزنم. میپرسم آیا میتوانم انجامش دهم؟ کمی مکث میکنم... بعد کمی چشمهایم رو ریز میکنم و جواب میدهم، آره چرا که نه، فقط کاف…
مِدوسا·۳ سال پیشقدم زدن در میان دنیایی نو.شنلم را در هوا تکان دادم. کلاغی به سیاهی شب از میانش پرواز کرد و روی شانه ام نشست.
رهگذر·۴ سال پیشقسم به نون و القلم و ما یسطرون ...قلم قدم به قدم ، با ما قدم می زند . و همچون مشعلی فروزان راهروی تاریکی های درون ما را طی میکند.گاهی در اعماق دالان های قلب مان پرسه می زند…
جنون نوشتن·۵ سال پیشگذر زمانذهنم یاری ام نمی کند به کدام سمت بروم به کدام سو قدم بردارم. هاله های نور به وسعتی باورنکردنی به تماشای جهالت و تفکرهای خاموش ایستاده اند.ه…
saeedeh.ahmadzadeh·۵ سال پیشزانوهایم؛ همدم تنهایی من:)پیرزن زیبایی است. هرسال ماه محرم و صفر که میشود از این خانه به آن خانه میرود برای روضه خوانی و کسب درآمد. آنهایی که به پای روضههایشان نش…