میخواهم بنویسم
از درد هایم از بغص هایم
از صدای گرفته ام
از گریه های شبانه ام
از هق هق های پنهان شده در خواب هایم
میخواهم بنویسم
از چرخه روزگار در خواب رفته
از چشم های نیمه امیدوار بقیه
از ایندگان نیامده ای که دلزده از امدنن
میخواهم بنویسم
رها شویم از این درد از این گریه
رها شویم از اینده نامعلوم و گذشته فراموش شده
رها شویم از اجبار
زندگی کنم