ویرگول
ورودثبت نام
افسانه
افسانهلایف کوچ هستم(میتونم تو مسیر زندگی از مبدا تا هرمقصدی که انتخاب کنی، همراهیت کنم) زیاد میخونم، گاهی مینویسم، عاشق کوه و سفرم.…
افسانه
افسانه
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

311

فکر میکنم اینجا زیادی دارم ناله میکنم، فرق اینجا نوشتن با تو دفتر نوشتن اینه ک اونجا نگران نیستم کسی از چس ناله هام خسته بشه یا قضاوتم کنه (اونلی گاد کن جاج می😜)

از شدت فکر زیاد و بلاتکلیفی زیاد تر، سرم رو بدنم سنگینی میکنه، تمایل زیادی ب افقی بودن دارم و عمودی شدن انرژی زیادی ازم میبره، این روزا ک هنوز خونه جدید تخلیه نشده و ما وسط کارتونها زندگی میکنیم، یه کار به شدت مسخره ای که میکنم، تمیزکاریه، مثلا امروز افتادم به جون گاز و یه جوری برقش انداختم از روزی ک خونه رو تحویل گرفتیم هم تمیزتر شد، یا دیروز کل کابینتا رو با اسپری مخصوص گاز تمیز کردم ذره ای چربی دیگه روشون نیس، و تواما فکر میکردم، چه کاری لازمه بکنم که به جاش دارم خونه میسابم؟ و خیلی چیزا به ذهنم رسید اما خوب همش انگار وسط مرزم، میگم برم اون ور مرز به این کارا برسم

همین امروز دوتا قرار رو کنسل و یه دعوت رو رد کردم، چون حوصله نداشتم یه دور دیگه توضیح بدم چرا هنوز جا ب جا نشدیم، حال داداشم چطوره و چرا زبان نمیخونم…

ولی عصری که نشستم با خودم روبرو شدم، دیدم اقا تهش چی؟ اصلا اومدیم و من تو همین خونه مردم و به خونه جدید نرسیدم، میخوام بگم تشیع جنازمو بندازین بعد از اسباب کشی؟!!

نه، پس با ذکر بیخیال همه چی، پاشدم لباس پوشیدم برم بدوم، آیا بازم دارم فرار میکنم؟؟ شاید… ولی حداقل فرار مفیدتریه نسبت به سابیدن خونه و خوردن چیپس و ماست و تماشای سریال…

خونهفرارنوشتناسباب کشی
۰
۰
افسانه
افسانه
لایف کوچ هستم(میتونم تو مسیر زندگی از مبدا تا هرمقصدی که انتخاب کنی، همراهیت کنم) زیاد میخونم، گاهی مینویسم، عاشق کوه و سفرم.…
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید