ویرگول
ورودثبت نام
منادی الحق
منادی الحق
منادی الحق
منادی الحق
خواندن ۲ دقیقه·۴ ماه پیش

متنی برای انباشه های روح هر کس

دردهای دارم درد های که مرا میکشند و میخورند و میخورند و میخورند بر روی وجدانم تباه شده، بر روحم سنگین ،و بر زخم هایم نمک  میسوزاند .

نمک ،بله من یک نمکفروشم که بر روی زخم ها سوزش میگذارم شغل شریفی نیست اما مگر بسیاری از شغل ها شریف تر از من هستند؟
این درد ها همیشه سراغ من را میگیرند انگار کس دیگری نیست که به دنبال او راه بیفتند اگر پشت سرم را نیم نگاهی بیندازم غم ها، اشک ها ،بغض ها ،نفرت،  رنج و محنت پا به پای من می آیند .
اگر کس دیگری جایم بود همیشه با وحشت به پشت سرش در حال فرار کردن بود.
میگویند اگر در جای مرتفع هستی!!!نباید به پایین بنگری که وحشت کنی اما من زمانی که می ایستم و به پشت سرم را ورانداز میکنم انگار فاتح یا یک ژنرال هستم و به لشکر پر افتخارم می‌بالم  و دوباره برمیگردم مانند فاتحان به راه رفتن ادامه میدهم فاتح بدبختی ها.
ای کاش اینهمه راه را نمیآمدم .مدتی سرراهی  میماندم .  زیادی آمده و خسته تر آنم که فکرش را میکنی لبانم خشکیده و پوستم در تیغ آفتاب کباب شده، اما خستگی هم حدی دارد باید باز هم پاشم و کوره راهی را ادامه دهم،  در میان چشمان ترسناک و طمع بار گرگ ها که بویم را از دور ها استشمام کردند  و عقربی که در زیر پاهایم به دنبال کمینی برای نیش زدن میگردد و عقابی هم آن بالا  به حالت چنان ملتمسانه  جگر میسوزاند که اشکش سرازیر شده  در طول راه سست شدن خاک را حس میکنی تا به جای میرسی که قدرتش بیش از توان تو است  هوایش مسموم  و برهوتی چنان سترگ که جانت را به لرزه میاندازد  اما چرا به اینجا آمدی چرا نرفتی سمت مراتع سبزفام ؟؟؟؟
چون اینجا خبری از بشریت نیست  خبری از دیکتاتور ها که زمین را به غضب ببرند !
مبلغان دینی که زمینم را مقدس بشمارند !
و مردمی ابله که بر سر پاره ای زمین گلاویز شوند و بعد از جنگ ها و خون ها قوانینی بر سرزمینم بگذارند !اینجا تنها دلخوشیش اینه که در سکوت بمیری به ترس ها و وحشت هایت فکر بکنی  و بفهمی چقدر کودکانه و ساده لوحانه بودند.

در طول اسکان روزها چگونه میگزرد؟
روز اول سردرگم میشوی و درمانده روز دوم خسته شده و کاری برای انجامش نیست چون ما عادت کرده ایم که همیشه کار کنیم و اندیشه را کنار گذاشته ایم روز سوم شروع به فکر کردن میکنی روز چهارم به عقلانیت رسیده روز پنجم باید با خودت کنار بیای و کلنجار رفتن با افکار شوی روز ششم دیوانه میشوی و

خدا را می آفرینی

خدا را می خدا را مط آفرینیدر روز هفتم خدا آفرینی

برفلسفیروانشناسیدلنوشتهکوتاه
۱
۰
منادی الحق
منادی الحق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید